بر خود فرض ديدم دربارهء برخى از فوايد اين دسته از اوامر دينى كه تاكنون از نظر پزشكى آشكار شده بنويسم و آيات قرآنى را توضيح دهم ، و معناى آنها را كه تنها براى كسى روشن مىشود كه در پرتو طب جديد آنها را بررسى مىكند تبيين كنم . از روزه آغاز مىكنم .
روزه از سه جهت داراى فايده است : فايدهء اول كه مهمترين فايده روزه نيز هست ، تأثير روحى و معنوى آن است . و ما بحث از اين وجه را به عالمان دين و متصوفه وامىگذاريم . فايدهء دوم جهت اخلاقى آن است كه بحث دربارهء اين وجه را نيز به عالمان اخلاق وامىنهيم . اين وجه از سهلترين براهين براى اثبات اين مطلب است كه روزه انسان را به نظم و قناعت و اطاعت از كاردانان و كارفرمايان و صبر و جلوگيرى از شهوتهاى نفس و علاقه به صدقه و كار نيك و نظاير آن عادت مىدهد . فايدهء سوم كه از نظر اهميت كمتر از دو وجه ديگر است ، جهت مادى يا بهداشتى روزه است . و اين وجه محل بحث ماست . ثابت شده است كه روزه در حالات بسيارى سودمند ، و در برخى حالات تنها راه علاج بيمارى است . و براى پيشگيرى از انواع بيمارى اگر تنها راه نباشد مهمترين راه است . اما معالجه با روزه در موارد زير تجويز مىگردد :
1 . عوارض مزمن معدى همراه با تخمير مواد آلبوميندار و نشاستهاى در معده .
در اينجا روزه معالجهاى مفيد و موفق است . به ويژه نخوردن آب ميان دو وعده غذا و طولانى بودن زمان بين دو وعده غذا ، مانند روزهء ماه رمضان . مىتوان به تناسب ميزان تخمير ، غذاى مناسب در نظر گرفت كه اين بهترين روش براى پاك كردن معده است .
2 . اضافه وزن ناشى از پرخورى و كمتحركى . روزه به شرط رعايت اعتدال به هنگام خوردن غذا به هنگام افطار و اكتفاى به آب در سحر ، مؤثرترين درمان اين بيمارى است .
3 . افزايش فشار خون ناشى از رفاه زياد و ناراحتىهاى روحى . در اين موارد ماه رمضان نعمت و بركت محسوب مىشود ، به ويژه اگر وزن بدن بيش از حد طبيعى باشد .
4 . بيمارى قند كه به اندازهء بيمارى فشار خون رواج دارد . در آغاز و حتى پيش از بروز علايم قطعى ديابت ، غالبا عارضهء اضافه وزن پيدا مىشود . براى اين بيمارى نيز روزه درمان سودمندى به شمار مىآيد . زيرا با كم شدن چربى ، ميزان قند پايين مىآيد . و اگر فشار خون پايين باشد ، عادتا پس از پنج ساعت ميزان قند به پايينترين حد طبيعى مىرسد ؛ و پس از ده ساعت به ميزان زيادى از حد
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 1012
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص١٠١٢