حامل سه وعدهء محكم و مؤكد نازل شد . آن سه وعده اين بود : ورود به مكه ، انجام دادن مناسك ، ايمن بودن از قريش تا زمانى كه از احرام خارج شده و به سوى مدينه بازگردند .
خداوند به وعدهء خويش وفا كرد و در سال بعد از سال حديبيه آن را به كاملترين شكل ممكن تمام گرداند : « 1 »
« . . . وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ »
« 2 »
هفتم ، خبر دادن قرآن از شكست همهء دشمنان در زمانى كه حتى فكر جنگ را نمىشد كرد ، چه برسد به رويارويى مسلمانان و مشركان و پيروزى مسلمانان و شكست دادن آنان . خداوند در سورهء مكى قمر مىفرمايد :
« سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ »
« 3 » خوانندهء محترم آگاه است كه حكم جهاد در سال دوم هجرى تشريع شد . بنابراين ، جنگى كه قرآن در دورهء مكى از آن خبر مىدهد كجا مىتوانست تحقق يابد ؟ ناگزير بايد پذيرفت كه قرآن كلامى است كه از سوى دانندهء غيب آسمانها و زمين نازل شده است . اما محمد ( ص ) ، اين مرد درس ناخوانده ، اگر اين خبر را از ذات عليم حكيم دريافت نكرده از كجا و چگونه از آن مطلع شده بود ؟ ابن ابى حاتم و ابن مردويه روايت كردهاند كه به هنگام نزول اين آيه عمر پرسيد : « اين جمع كدام جمع است ؟ » عمر مىگويد : « چون روز بدر فرا رسيد ، رسول خدا ( ص ) را ديدم كه اين آيه را مىخواند . » « 4 »
هشتم ، خبر دادن قرآن در مكه از آيندهء تاريك و سياهى كه در انتظار كفار بود و سپس تحقق دقيق آن . به اين آيات توجه كنيد :
« فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ . يَغْشَى النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِيمٌ . رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ . أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرى وَ قَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ . ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ . إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ . يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ »
« 5 » سبب نزول اين آيات چنين بود كه هنگامى كه اهل
هامش
( 1 ) . مؤلف محترم داستان صلح حديبيه و نتايج آن و وعدههايى كه خداوند در جريان اين صلح به مسلمانان داده و خبرها و پيشبينىهاى قرآن راجع به حوادث پس از آن را بسيار مختصر و ناقص بيان كردهاند .
براى اطلاع بيشتر - مجمع البيان ، ج 18 : 272 - 268 و اجتهاد در مقابل نص ، سيد عبد الحسين كاشف الغطاء : ترجمهء على دوانى ، دفتر انتشارات اسلامى .
( 2 ) . « . . . خدا جز اين نمىخواهد كه روشنايى خود را تمام و آشكار سازد ، اگرچه كافران خوش ندارند . » ( توبه : 32 )
( 3 ) . « به زودى آن جمع شكست مىخورند و پشت كرده مىگريزند . » ( قمر : 45 )
( 4 ) . الجامع لأحكام القرآن ، قرطبى ، ج 17 : 146 . قرطبى اين حديث را از سعد بن ابى وقاص نقل كرده است .
( 5 ) . « بلكه آنها در شك و ترديد سرگرم بازىاند . پس روزى را چشم مىدار كه آسمان دودى آشكار بياورد