الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً . . . »
« 1 » و اين همه در حالى است كه تاريخ ستمها و آزار غير قابل تحمل ، عليه پيامبر و پيروانش در مكه و مدينه را كه درست در زمان نزول همين وعدههاى مؤكد و گرامى اعمال مىشد هنوز در سينهء خود حفظ دارد .
طبق نقل حاكم از ابى بن كعب ، اين ستمها به حدى بود كه بزرگترين آرزوى مسلمانان پس از هجرت ، كه اندك آرامشى يافته و نفسى آسوده ، ولى اندوهگين ، برآوردند ، آن بود كه كسى متعرض دين و عقيدهء ايشان نشود و در سرزمينهاى محل هجرت در امنيت زندگى كنند . ابىّ مىگويد :
هنگامى كه رسول خدا و اصحابش به مدينه آمدند و انصار ايشان را پناه دادند ، همهء عرب عليه ايشان متحدا بسيج شدند . در آن هنگام مسلمانان شب با سلاح مىخفتند و روز را به شب مىرساندند و به يكديگر مىگفتند آيا زنده مىمانيم تا روزى را ببينيم كه با اطمينان و در امنيت شب را به صبح آوريم و از چيزى جز خداوند هراسى نداشته باشيم . سپس اين آيه نازل شد :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . . »
« 2 »
ابن ابى حاتم نيز از براء نقل مىكند كه گفت ما در شرايطى سخت هراسانگيز بوديم كه اين آيه نازل شد :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . .
« 3 »
»
« 4 » حال صحابه در ايامى كه خداوند اين وعدهها را به ايشان مىداد چنين بود . و اين وعدهء الهى ، علىرغم آن شرايط نامطلوب ، چه زود محقق شد و پس از مدتى قدرت و پيروزى از آن ايشان گشت و خداوند آنان را در سراسر زمين جانشين خود ساخت و وارث سرزمين كسرى و قيصرشان قرار داد و دينشان را كه بر ايشان پسنديده بود پابرجا ساخت و بيم و هراس ايشان را به امنيت مبدل كرد . به راستى كه هيچكس چنين وعده و خبرى نمىدهد جز كسى كه قدرت محقق ساختن آن را دارد ؛ و براى تحقق آن اگر بخواهد مىتواند بر خلاف
هامش
( 1 ) . « خدا آن كسانى از شما را كه ايمان آوردند و كارهاى نيك و شايسته كردند وعده داده كه هرآينه آنان را در زمين جانشين كند ، چنانكه كسانى را كه پيش از ايشان بودند جانشين كرد و دينشان را كه بر ايشان پسنديده است جايگير و بر پاى سازد و البته به جاى بيمشان ايمنى دهد . . . » ( نور : 55 )
( 2 ) . المستدرك حاكم ، ج 2 ، كتاب التفسير ، تفسير سورة النور : 401 .
( 3 ) . نور : 55
( 4 ) . لباب النقول فى أسباب النزول ، سيوطى ، ( حاشيهء تفسير جلالين ) : 591 ، دار الحديث ، قاهره .