مخاطبان و همهء انس و جن از آوردن چيزى مانند قرآن شامل آينده هم مىشود - آيندهاى كه نه محمد و نه هيچ انسان ديگرى مالك و اختياردار آن نيست ( توجه داشته باشيم كه آينده نيز غيب به شمار مىآيد » . با اين حال ، خبر قرآن تحقق يافت ، و هنوز نيز بر صحت خود باقى است ، زيرا طبقهاى كه مخاطبان بلا واسطه قرآن به شمار مىآمد منقرض شدند بدون آنكه بتوانند با كوچكترين سورهء آن به هماوردى برخيزند . پس از ايشان ، نسلهايى از عرب و عجم نيز آمدند و رفتند و همگى به ناتوانى خويش اعتراف كردند و تا امروز نتوانستهاند با قرآن به مقابله برخيزند ، با وجودى كه در قرون اخير دشمنان اسلام بيشتر و قدرتمندتر و بر نابودى اساس اين دين از دشمنان صدر اسلام حريصترند . علاوه بر اين ، توجه كنيم كه يك همچون هماوردطلبى جسورانهء عريض و طويلى در درون مخاطبان تا چه حد غيرت عصبيت ادبى ايجاد مىكند و روح رقابت و مسابقه را به شديدترين وجه برمىانگيزد ، سپس توجه كنيم كه منتقدان متأخر در اصلاح و تصحيح آثار گذشتگان از پا نمىنشينند . اگر اثر ناقصى باشد آن را كامل مىكنند ، و يا اگر اثر كاملى باشد آن را كاملتر مىسازند . فرضا اگر يك نفر از اصلاح و تصحيح اثرى ناتوان بماند ، بعيد است كه يك گروه از عهده آن برنيايند ، و اگر گروهى از انجام آن عاجز باشند ، بعيد است كه جامعهاى از آن ناتوان باشد ، و اگر امتى نيز چنين بود ، بعيد است كه نسلى در كار آن بماند ، و اگر نسلى از عهده برنيايد ، بعيد است كه نسلهاى آينده از انجام آن عاجز باشند . بنابراين ، چگونه از مردى كه مىداند چه مىگويد چنين ادعاى هماوردطلبى صادر مىشود ، چه برسد به اينكه اين ادعا از مردى بزرگ و بالاتر از آن از رسولى بزرگوار و فراتر از آن برترين رسولان صادر شود و آيا مىتوان چنين هماوردطلبى جسورانه و عريض و طويلى را جز اينگونه تفسير كرد كه مستمد از وحى الهى و مستند به مالك گوشها و چشمهاست و سخنى است از جانب كسى كه ملكوت و نفس هر چيز در يد قدرت اوست و هم اوست كه حافظ است و حافظى ندارد ؟
چهارم ، پيشبينى در مورد آيندهء اسلام و توفيق و پيروزى درخشان آن . در شرايطى كه مسلمانان در مكه گروهى اندك بودند و از مستضعفان روى زمين به شمار مىآمدند و در هراس بودند كه مردم آنان را ريشهكن سازند ، قرآن خبر داد كه اسلام پيروز و پابرجا خواهد ماند و كتابش محفوظ و جاودانه خواهد شد ، و همين ويژگى نيز آن را در ميان ساير كتابهاى الهى منحصر به فرد خواهد كرد . به اين آيات توجه كنيم :
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 997
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٩٩٧