زنبور نام برد با آن اعمال و رفتار و دقت نظم خاصى كه از خود نشان مىدهند . نمونهء ديگر حيوان عجيبى است كه « اكسيكلوب » ناميده مىشود . ميلن ادوار استاد دانشگاه سوربون در فرانسه راجع به اين حيوان چنين مىگويد :
حيوانى به نام اكسيكلوب زندگى انفرادى دارد و بلافاصله بعد از تخمگذارى مىميرد .
نوزاد اين حيوان به صورت كرم و بدون پا ، سر از تخم درمىآورد و فاقد توان دفاع از جان خود در برابر هر تهديدى است و قدرت دستيابى و فراهم آوردن غذا را نيز ندارد . علاوه بر اين ، طبيعت او اقتضا مىكند به مدت يك سال در مكانى دربسته و در حالت آرامش كامل زندگى كند ، و گرنه مىميرد . مادر كه زمان تخمگذارى خود را درمىيابد به سوى قطعه چوبى مىرود و در آن تونلى دراز حفر مىكند . پس از پايان حفر تونل ، شروع به ذخيرهسازى غذا از گردهء گلها و بعضى از برگهاى حاوى مادهء قندى مىكند به مقدارى كه براى يك اكسيكلوب كودك به مدت يك سال كافى باشد . مادر ته تونل را با غذا پر مىكند و بر روى آن تخم مىگذارد ؛ سپس با مقدارى خاك چوب ، آرد ساخته و با آن بر روى تخم سقف مىزند ، بعد ذخيرهء غذايى ديگرى روى سقف جمعآورى كرده و مجددا بر روى آن تخم مىگذارد ، و اين كار را ادامه مىدهد تا مرحلهء تخمگذارى پايان يابد . در پايان ، همهء آنچه را ساخته ترك كرده ، مىميرد .
چه كسى به اين حشرهء ضعيف و ساده چنين صناعت اعجابآورى آموخته است ؟ و چه كسى او را آگاه ساخته كه بلافاصله بعد از تخمگذارى خواهد مرد و كودكان او تا يك سال پس از تولد به دليل ضعف و ناتوانى نيازمند محيطى مناسب براى بقا هستند ؟ و چه كسى حس توجه به نوع را در قلب اين حشره نهاده است كه در قرار دادن تخمهايش اينهمه خود را دچار مشقت كند ؟ در اين ترديد نبايد كرد كه برپادارندهء وجود موجودات ، هستى را از طريقى غير از حواس نسبت به آنچه وجودشان را قوام بخشيده و مصالحشان را تضمين مىكند ، آگاه ساخته است ؛ امورى كه از طريق حواس قابل اكتساب نيستند . اين نهايت كجفهمى است كه پژوهشگر طبيعى ، الهامى را كه قدرت الهى براى حقيرترين حشرات مقدر ساخته ثابت كند ، اما دربارهء نوع بشر وحى و الهام را كه در حيات فردى و اجتماعى خود بيشترين نياز را به آن دارد نفى كند .
دليل پنجم : نبوغ . افلاطون نبوغ را چنين تعريف مىكند : « كيفيتى است الهى زاييدهء الهامات برتر بر انسان . » فلاسفه آن را كيفيتى ماورايى مىدانند كه عقل را با آن كارى نيست . طبيعيون مىگويند : « نبوغ موهبتى است از جانب طبيعت كه از راه تحصيل و تفكر
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٨٢