شكستگى شيوهء او گردد ، و منجّمان نيز با ايشان در اين قول اتّفاق نمودند ، پرسيدند : اين حال را از كجا دانستيد ؟ و چگونه بر شما ظاهر شد ؟ كاهنان گفتند :
چون رعيّت بهسبب اين مولود در اوّل مشغول لهو و باطل شدند ، و در آخر به عبادت و بندگى روآوردند ، دانستيم كه اين مولود چنين خواهد بود .
و منجمان گفتند : چون در مولود او زهره و مشترى هر دو در قوّت بودند ، و زهره تعلّق به اهل طرب و بطالت دارد ، و مشترى تعلّق به اهل علم و عبادت ، دانستيم كه اين دو حالت در او خواهد بود ، پس آن طفل در نهايت قوت و تنومندى و قدرت نشو و نما كرد ، و چون نشأهء پادشاهى يافت آغاز بدمستى و بطالت و لهو و لعب و ظلم و جور و فساد و تطاول نمود ، و محبوبترين مردم نزر او كسى بود كه در اين امور با او موافقت كند ، و دشمنترين مردم نزد او كسى بود كه از اعمال او كناره كند و او را نصيحت نمايد ، و مغرور شده بود به جوانى و صحّت و توانائى ، و ظفر و نصرت بر دشمنان ، و نخوت و خودبينى ، و سرور و شادى او به نهايت رسيد ، و آنچه مىخواست و آرزو داشت از ديدنيها و شنيدنيها ديد و شنيد .
تا آنكه به سنّ سى و دو سالگى رسيد ، پس جمع كرد زنان بسيار و پسران بىشمار كه از اولاد پادشاهان نزد او جمع شده بودند ، و پردگيان حرم خود را از كنيزان با حسن و جمال ، و اسبان نفيس و مركبهاى فاخر ، و كنيزان و خدمتكاران خاصّ خود را ، همگى حاضر نمود و فرمود : خود را به انواع لباسها و الوان زينتها بيارايند ، و امر فرمود عمارتى در مقابل مطلع آفتاب از براى او بنا كنند كه زينتش از صحيفههاى طلا باشد ، و اصناف جواهر در آن به كار برند ، و طول آن مجلس صد و بيست ذرع ، و عرض آن شصت ذرع باشد ، و فرمود كه : سقف و ديوارهاى آن را به طلا زينت دهند ، و به الوان جواهر مرصّع كنند و امر فرمود آنچه در خزاين او بود از نفايس اموال و جواهر و اسباب بيرون آورند در مجلس به ترتيب بچينند .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 572
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٧٢