كه از تولّد آن پسر حاصل كردند تا يك سال به لهو و لعب و سازها و انواع تنعّمات تعيّش كردند ، و به فسوق و معاصى روزگار گذرانيدند ، تا آنكه جمعى از علما و دانشمندان و حقشناسان كه در ميان ايشان بودند به آن گروه گفتند : اين فرزند عطيّهاى بود كه حقتعالى به شما كرامت فرموده بود ، و سزاوار بود در برابر اين نعمت شما حقتعالى را شكر كنيد كه معطى اين نعمت است ، شما به جاى شكر او كفران نعمت كرديد ، و مخالفت او نموديد ، و شكر شيطان كرديد ، و او را راضى نموديد ، و خدا را به خشم آورديد ، اگر اعتقاد شما اين است كه غير خدا اين نعمت را به شما عطا كرده است ، پس شكر او بكنيد .
آن گروه در جواب گفتند : ما اين عطيّه را از خدا مىدانيم ، و او بر ما اين نعمت منّت گذاشته ، علما گفتند : پس اگر مىدانيد خدا اين نعمت را به شما كرامت فرموده چرا او را به خشم مىآوريد ، و دشمن او را راضى مىكنيد ؟ گفتند : اى دانايان الحال آنچه بايد كرد ما را بفرمائيد تا نصيحت شما را قبول و به فرمودهء شما عمل نمائيم ؛ علما گفتند كه : مىبايد ترك كنيد متابعت شيطان را در خوردن مسكرات و مشغول شدن به سازها و لهو و لعب ، و به طاعات و عبادات طلب خوشنودى پروردگار خود بكنيد ، و چند برابر آنچه شكر شيطان و اطاعت او كرديد شكر خداوند خود بجا آوريد ، تا حقتعالى گناهان شما را بيامرزد ، رعيّت در جواب ايشان گفتند : بدنهاى ما تاب تحمّل جميع آنچه شما فرموديد ندارد .
علما گفتند : اى اصحاب جهالت و ضلالت چگونه اطاعت كرديد كسى را كه هيچ حق بر شما نداشت و معصيت مىكنيد كسى را كه حقّ واجب لازم بر شما دارد ، و چگونه بود كه قوّت داشتيد بر فعل كارهائى كه سزاوار نبود ، و اظهار ضعف و ناتوانى مىكنيد در اعمالى كه نيكو و پسنديده و سزاوار است .
ايشان گفتند : اى پيشوايان علم و حكمت شهوتها در نفس ما عظيم و قوى
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 570
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٧٠