ضعيفالعقلند ، و از دين حق ايشان را برمىگردانند ، پس شيطان و لشكرهاى او اهتمام تمام مىورزند در هلاك گردانيدن مردم و گمراهى ايشان ، و عدد لشكر شيطان را به غير از حقتعالى كسى نمىداند ، و جز به توفيق و عون الهى و چنگ زدن در متابعت دين حق دفع مكرهاى ايشان نمىتوان كرد ، پس از خدا سؤال مىنمائيم كه ما را توفيق طاعت خود كرامت فرمايد ، و بر دشمنان خود ما را نصرت دهد ، به درستى كه يارى بر ترك معاصى و فعل طاعات از جانب حقتعالى است ، و بدون توفيق او امرى ميسّر نمىشود .
يوذاسف گفت : خداى عزّ و جلّ ديدنى نيست ، و به ديدن موصوف نمىگردد ، و عقلها به كنه وصف او نمىرسند ، و زبانها به آنچه سزاوار مدح و ستايش اوست قيام نمىتوانند نمود ، و بندگان احاطه به علمهاى او نمىتوانند كرد ، مگر آنچه را كه او تعليم ايشان نمايد به وسيله پيغمبرانش ، از آنچه از صفات كماليّهء خود بيان كرده است فهمهاى خلايق ادراك عظمت پروردگارى او نمىتوانند نمود ، جناب مقدّس او از آن رفيعتر و بزرگوارتر و لطيفتر و پاكيزهتر است كه عقلها و وهمها نزديك بارگاه جلال و كبرياء معرفت و شناسائيش توانند گرديد ، پس به توسّط پيغمبران از علوم خود بر مردمان ظاهر گردانيده آنچه را خواسته است ، و صلاح ايشان را در آن دانسته است ، و از وصف ذات و صفات مقدّس خود بيان فرموده است آنچه اراده فرموده ، و عقلهاى خلايق طاقت ادراك آن داشته است ، و ايشان را بر شناخت خود و دريافت پروردگار خود راهنمائى فرموده است ، به ايجاد اشيا از كتم عدم ، و معودم گردانيدن آنچه ايجاد فرموده .
يوذاسف گفت : چه حجّت هست بر وجود پروردگار ؟
بلوهر گفت : هرگاه ببينى امر مصنوع و ساخته شدهاى را و نبينى آن كسى را كه او را ساخته است البتّه عقل تو حكم مىكند كسى آن را ساخته است ، همچنين آسمان
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٦١