تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
يوذاسف گفت : سخاوت كدام است ؟ گفت : سخاوت و جوان‌مردى صرف كردن مال است در راه رضاى الهى . يوذاسف گفت : چه چيز است موجب عزيز بودن ؟ گفت : تقوا و پرهيزكارى از آنچه خدا به آن نهى فرموده است . يوذاسف گفت : كدام است بخل ؟ گفت : منع كردن حقوق از اهلش ، و گرفتن اموال از غير محلّش . پرسيد : حرص كدام است ؟ گفت : ميل كردن به سوى دنيا ، و نظر انداختن به چيزهائى كه باعث فساد اين كس مىشود ، و عقاب الهى بر آنها مترتّب مىشود . پرسيد : راستى كدام است ؟ گفت : آن است كه خود را فريب ندهى ، و به خود دروغ نگوئى . پرسيد : حماقت كدام است ؟ گفت : آن است كه دل به دنياى فانى دهى ، و آخرت كه دايم و باقى است ترك نمائى . پرسيد : دروغ چيست ؟ گفت : آنكه آدمى با خود دروغ گويد ، و خود را به آن فريب دهد ، و پيوسته به هواها و شهوات نفس خود مشعوف و خوشحال باشد ، و امور دين خود را به تأخير اندازد به طول امل . پرسيد : كدام يك از مردم كامل‌ترند در صلاح و شايستگى ؟ گفت : آن‌كس كه عقلش كامل‌تر است ، و نظر در عواقب امور بيشتر مىكند ، و دشمنان خود را بهتر مىشناسد ، و خود را از شرّ ايشان بيشتر محافظت مىنمايد . پرسيد : آن عاقب كه گفتى در آن نظر مىبايد كرد چيست ؟ و آن دشمنان كه گفتى از ايشان حذر بايد كرد كيستند ؟ گفت : عاقبت آخرت است ، و آن دشمنان حرص و غضب و حسد و حميّت و شهوت و ريا و لجاجت در باطل است . پرسيد : كدام يك از اين دشمنان كه شمردى قوىتر است ، و احتراز از آن دشوارتر است ؟ گفت : در حرص خوشنودى نيست ، و موجب شدّت غضب مىگردد ، و در غضب جور غالب است ، و شكر اندك و كم موجب عداوت و دشمنى بسيار مىگردد ، و حسد مورث فساد دين و بدگمانى به خداوند خود