مىپوسد ، و شرفش به پستى مبدّل مىگردد ، و تنعّمهاى دنيا و بال او مىشود ، و كسبهاى دنيا باعث زيانكارى او مىشود ، و پادشاهى او به ميراث به ديگران مىرسد ، و فرزندانش به خوارى مبتلا مىشوند ، و زنانش را ديگران به تصرّف در مىآورند ، و امانها و پيمانهايش شكسته مىشود ، و آثارش مندرس مىگردد ، و مالش را قسمت مىكنند ، و بساطش را برمىچينند ، و دشمنانش شاد مىشوند ، و ملكش خراب مىشود ، و تاج سلطنش را ديگرى بر سر مىنهد ، و بر سرير دولتش ديگرى مىنشيند ، و از خانههاى خود بيرونش مىبرند ، و برهنه و خوار و بىمعاون و يار تا در گودال قبرش مىافكنند ، در تنهائى و غربت و تاريكى و وحشت و بيچارگى و مذلّت ، از خويشان جدا گشته ، و دوستان او را تنها گذاشته ، و هرگز از آن وحشت بدر نيايد ، و از آن غربت نياسايد .
اى پسر پادشاه مرد عاقل دانا را سزاوار آن است كه در سياست و تأديب نفس خود مانند امام عادل دورانديش باشد ، كه تأديب مىكند عامّهء خلق را ، و به اصلاح مىآورد امور رعيّت را ، و امر مىفرمايد ايشان را به امورى كه صلاح ايشان در آنهاست ، و نهى مىفرمايد ايشان را از چيزهائى كه باعث فساد ايشان است ، و عقاب مىكند كسى را كه مخالفت و عصيان او كند ، و نوازش مىكند كسى را كه فرمان او برد .
و همچنين سزاوار آن است كه عاقل نفس خود را تأديب كند در جميع اخلاق و خواهشها و شهوتهاى او ، و بدارد او را بر امورى كه به او نفع مىبخشد ، هرچند از آنها كراهت داشته و بر او دشوار باشد ، و جبر نمايد او را بر اجتناب كردن از امورى كه به او ضرر مىرساند ، و بايد براى نفس خود ثواب و عقاب مقرّر سازد ، كه چون امر خيرى از او صادر شود خوشحال و مسرور گردد ، و چون امر شرّى از او صادر شود دلگير و محزون شود ، و نفس خود را ملامت نمايد .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 558
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٥٨