تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
زينت و راحت است ، و از همه احوال خوشوقت‌تر است ، پس بدل مىكند عزّتش را به مذلّت ، و شاديش را به اندوه ، و نعمتش را به بدحالى ، و توانگريش را به درويشى ، و فراخى نعمتش را به تنگى ، و شدّت و جوانيش را به پيرى ، و رفعتش را به پستى ، و حياتش را به مرگ ، پس او را مىافكند در سوراخى تنگ پروحشت تنها و بىكس و غريب ، و از دوستان جدا مىشود ، و ايشان از او مفارقت مىنمايند ، و برادران و ياران او را وامىگذارند ، و از ايشان حمايتى نمىيابد ، و فريب‌خورده بود از دوستى دوستان ، و در اين حال دفع مضرّتى از او نمىكنند ، و عزّت و ملك و پادشاهى و اهل و مال او را به غارت مىبرد كسى كه بعد از او بر سرير ملك مىنشيند ، و چنان از خاطرها فراموش مىشود كه گويا هرگز در دنيا نبوده ، و نامش بر زبانها جارى نبوده ، و هرگز او را جاهى و منزلتى در دنيا نبوده ، و هرگز مالك بهره‌اى از زمين نگشته . پس اى پسر پادشاه دنيا را خانهء خود مدان ، و مسكن خود قرار مده ، و مزارع و مسكن آن را ترك كن ، اف بر او و تف بر روى او باد . يوذاسف گفت : اف بر دنيا و بر كسى كه فريب آن را بخورد ، و با اين رسوائى احوال آن ، و رقّت نمود و گفت : اى حكيم ديگر سخن بگو كه سخن تو شفاى دردهاى سينهء من است . بلوهر گفت : به درستى كه عمر بسى كوتاه است ، و شب و روز آن را به زودى طى مىكنند ، و رحلت از دنيا به زودى و سرعت دست مىدهد ، و عمر هرچند دراز باشد آخر مرگ است ، و هركه در دنيا رحل اقامت انداخته البتّه به سفر آخرت رحلت مىنمايد ، پس آنچه براى دنيا جمع كرده است پراكنده مىشود ، و آنچه براى دنيا سعى كرده ضايع مىشود ، و بناها كه محكم ساخته خراب مىگردد ، و نامش از زبانها و يادش از خاطرها بر طرف مىشود ، و حسبش گم مىشود ، و بدنش
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 557 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي