به آن احاطه نمىتواند نمود ، و به اين سبب تفاوت و تفاضل ميان علما در علم مىباشد ، و هر عالمى علم را از عالم ديگر گرفته است ، تا آنكه منتهى مىشود به علم الهى كه از او به خلق رسيده است .
و بعضى از علما را آنقدر از علم و دانش كرامت مىفرمايد كه او را از جهل نجات مىبخشد ، و تفاوت مراتب ايشان به قدر زيادتى علم ايشان است ، و نسبت مردم به علوم و حقايق كه از آنها منتفع مىشوند و به كنه آنها نمىرسند از بابت نسبت ايشان است به آفتاب كه از روشنائى و حرارت آن منتفع مىشوند ، و تقويت ابدان و تمشيت امور معاش خود مىكنند ، و ديدهء ايشان از ديدن قرص آفتاب عاجز است .
و مثل ديگر : اين حكمتها و علوم مانند چشمهاى است كه آبش جارى و ظاهر باشد و منبعش معلوم نباشد ولى مردم از آب آن چشمه منتفع مىشوند ، و حيات مىيابند ، و به اصل و منبع آن پى نمىبرند .
مثل ديگر : مانند ستارههاى روشن است كه مردم از انوار آنها هدايت مىيابند و نمىدانند كه از كجا برمىآيد و در كجا پنهان مىشود ، به درستى كه حكمت و علم حق شريفتر و رفيعتر و بزرگتر است از جميع آنچه ما آن را به آن وصف كرديم و تشبيه نموديم ، كليد درهاى جميع خيرات و خوبيهاست ، و موجب نجات و رستگارى از جميع شرور و بديهاست ، آب حيات است هركه از آن بياشامد هرگز نميرد ، و شفاى جميع دردهاست هركه خود را به آن مداوا كند هرگز مريض نشود ، راه راستى است كه هركه بدان راه برود هرگز گمراه نشود ، و ريسمان محكمى است از جانب خداوند آويخته كه هرگز كهنه نمىشود ، و هركه در دست دارد آن را هرگز به ضلالت نيفتد ، و هركه چنگ در آن زند رستگار گردد و هدايت يابد ، و پيوند او با حقتعالى هرگز نگسلد .
يوذاسف گفت : چرا اين حكمت و علم كه آن را به اين درجه از فضل و شرف و
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 541
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٤١