براى ايشان از حجّتها و براهين و معجزات كرامتى چند مقرّر فرموده است كه به ديگران نداده است ، تا آنكه رسالت ايشان در ميان مردم ظاهر گردد ، و حجّتهاى ايشان بر خلق تمام شود ، لهذا بعد از بعثت پيغمبران جمعى مىگرويدند به ايشان كه پيشتر اجابت علما و دانشمندان اهل دين نمىكردند ، و اين براى آن است كه حقتعالى دعوت پيغمبران را روشنى و وضوح و تأثيرى ديگر داده است كه در دعوت ديگران نيست .
يوذاسف گفت : اى حكيم تو گفتى آنچه پيغمبران مىآورند كلام الهى است ، آيا كلام خدا و ملائكه شبيه است به كلام مردم ؟
بلوهر گفت : نمىبينى چون مردم مىخواهند به بعضى از حيوانات يا مرغان بفهمانند كه نزديك آيند يا دور شوند ، و حيوانات و مرغان سخن ايشان را نمىفهمند ، صداى چند براى فهمانيدن آنها از صفير و اصوات وضع مىكنند ، كه به آن وسيله مطلب خود را به آنها بفهمانند ، و اگر به لغت خود سخن گويند آنها نخواهند فهميد .
و همچنين بندگان چون عاجز از فهميدن كنه كلام جناب مقدّس ايزدى و ملائكه ، و دانستن حقيقت و كمال و لطف و مرتبهء آن سخن هستند ، لهذا شبيه به سخنان ايشان كلام خود را به ايشان فرستاده ، و به آن سخنى كه در ميان ايشان شايع است حكمت را به ايشان فهمانيده است ، مانند آوازهائى كه مردم براى فهمانيدن حيوانات و مرغان وضع كردهاند ، و به امثال اين مصطلحات كه در ميان ايشان جارى است ، دقايق حكمت را براى ايشان واضح و لايح گردانيده است ، و حجّت خود را بر ايشان تمام كرده است ، پس اين كلمات و اصوات براى حكمت و علوم و حقايق بدنى و مسكنى است ، و حكم و حقايق براى كلمات و اصوات جانى و روحى است ، و ليكن اكثر مردم به غور و كنه كلام حكمت نمىرسند ، و عقل ايشان
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 540
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٤٠