نمايد و عبرت گيرد ، پس به عيبهاى دنيا بينا شود آنچه از دنيا در پيش است ، عنقريب از آن اثرى نمانده است ، و آنچه از آخرت در پيش است به زودى مىرسد و زوال ندارد ، و بر عمر اعتماد مكن كه هرچه به عدد درآيد به زودى به سر مىآيد ، و آنچه آينده است به زودى حاضر مىشود و نزديك است « 1 » .
و در خطبه ديگر فرمود : شما را حذر مىفرمايم از دنيا ، به درستى كه آن شيرين است و سبز و خوشآيند است ، مردم را محب خود مىگرداند به اندكى از لذّتهاى عاجل كه به ايشان مىرساند ، و به اندك زينتى خود را خوش مىنمايد ، و امّيدها و آرزوها را زيور خود ساخته است ، و به حيله و فريب خود را زينت كرده است ، و نعمت و زينت آن بقا ندارد ، و از مصيبتهاى آن ايمن نمىتوان بود ، فريبدهنده و ضرررساننده است ، مانع از خيرات است ، به زودى زايل مىگردد و فانى است ، ساكنانش را مىخورد ، راهروانش را مىزند ، هيچكس از آن به زينتى آراسته نشد مگر آنكه بعد از آن او را عبرت ديگران نمود ، و رو به كسى نياورد به راحت مگر آنكه پشت كرد به سوى او به محنت .
چه بسيار كسى كه بر آن اعتماد كرد و دل او را به درد آورد ، چه بسيار كسى كه به آن مطمئن شد و او را بر زمين زد ، و بسى صاحب شوكت را به خوارى انداخت ، و بسى صاحب نخوت را ذليل ساخت ، پادشاهيش مذلّت است ، و عيشش ناگوار است ، و شيرينش تلخ است ، و عذبش سمّ است ، زندهاش در معرض موت ، و صحيحش در عرضهء بلاست ، پادشاهيش به زودى بر طرف مىشود ، و عزّتش مغلوب مىگردد ، و كسى كه از آن بسيار جمع كرده منكوب مىشود ، و كسى كه به آن پناه برده مخذول مىشود .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 73 / 118 - 119 .