بعد از آن مؤمنان را بيرون آورند ، و كافران را در آن بگذارند .
و بعضى گفتهاند : مراد از ورود آن است كه بر كنار جهنّم حاضر شوند ، و اين مضمون به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است ، و حضرت فرمود :
نمىشنوى از عرب كه مىگويد : وارد آبى بنى فلان شديم ، يعنى بر كنار آن رسيديم ، نه كه داخل آن شديم . « 1 »
و بعضى گفتهاند : مراد از ورود گذشتن بر صراط است كه روى جهنّم است ، و آنچه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودهاند كه وعدهء بيرون رفتن آن را نكرده است ، بنابراين است كه در اين آيه متّقيان را وعدهء نجات فرموده است ، و هر مؤمنى جزم نمىتواند كرد كه از جملهء متّقيان است ، و اكثر مفسّران متّقى را تفسير كردهاند به متّقى از شرك و كفر ، و اللّه يعلم .
[ يا أبا ذر من اوتي من العلم ما لا يبكيه ، لحقيق أن يكون اوتي علم ما لا يعمل به و ما لا ينفعه ]
يا أبا ذر من اوتي من العلم ما لا يبكيه ، لحقيق أن يكون اوتي علم ما لا يعمل به و ما لا ينفعه ؛ لأنّ اللّه عزّ و جلّ نعت العلماء ، فقال :
انّ الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرّون للأذقان سجّدا و يقولون ربّنا ان كان وعد ربّنا لمفعولا و يخرّون للأذقان يبكون و يزيدهم خشوعا .
يا أبا ذر من استطاع أن يبكي فليبك ، و من لم يستطع فليشعر قلبه الحزن و ليتباك ، انّ القلب القاسي بعيد من اللّه و لكن لا يشعرون .
اى ابو ذر هركه را علمى بدهند كه باعث خوف و گريهء او نشود ، او علمى يافته باشد كه از آن منتفع نشود ؛ زيرا كه خداى عزّ و جلّ وصف نموده است علما را به اين
هامش
( 1 ) تفسير على بن ابراهيم 2 / 52 .