تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
باشد ، و آن معاشرت باعث زيادى آگاهى و تنبّه او و نفرت او از دنيا شود ، و در ضمن آن معاشرت چون غرض او خداست از هدايت ايشان يا غير آن از اغراض صحيحه ، ثوابهاى عظيم حاصل كند . چنانچه به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : خوشا حال بندهء خاموش گمنامى كه مردم زمانهء خود را شناسد ، و با ايشان به بدن مصاحبت كند و با ايشان در اعمال ايشان به دل مصاحبت ننمايد ، پس او را به ظاهر شناسند ، و او ايشان را در باطن شناسد « 1 » . پس آنچه مطلوب است از عزلت آن است كه دل معتزل باشد از اطوار ناشايستهء خلق ، و بر ايشان در امور اعتماد نداشته باشد ، و پيوسته توكّل به خداوند خود داشته باشد ، و از فوايد ايشان منتفع گردد ، و از مفاسد ايشان در حذر باشد ، و اگر نه پنهانى از خلق چارهء كار آدمى نمىكند ، بلكه اكثر صفات ذميمه را قوىتر مىكند مانند عجب ، زيرا كه آن گوشه‌گير چون به ميان مردم نمىآيد گمان او اين است كه اكثر صفات ذميمه را از خود بر طرف كرده است ، امّا اگر به ميان مردم بيايد ، و در مجلسى اندكى او را حرمت ندارند ، همان ساعت اهل آن مجلس را به باطن مىزند ، و تهديد قتل مىكند ايشان را ، و تا قيامت راضى نمىشود ، و شيطان اين را براى مردم توجيه مىكند كه اين عالم جلال درويشان است ، و باعث نقص ايشان نيست ، و آن بيچاره كه در ميان مردم است چون بسيار به اين قسم مهالك افتاده است نفس خود را شناخته است ، و آن عجب را ندارد ، و از تكرار اين خفّت كه به او رسيده نفسش ملايم شده ، و تكبّرش كمتر است ، و از اين قسم اهانت آن‌قدر از جا بدر نمىآيد .
هامش
( 1 ) اصول كافى 2 / 225 ح 12 .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 385 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي