است ، و اگر نه ملعون است به لعنت الهى « 1 » .
و فرمود : هركه برود به نزد صاحب بدعتى و او را تعظيم نمايد ، سعى كرده است در خرابى اسلام « 2 » .
و فرمود : خدا توبهء صاحب بدعت را قبول نمىكند ، گفتند : يا رسول اللّه چرا توبهء او مقبول نيست ؟ فرمود : زيرا كه در دل او محبّت آن بدعت جا كرده است ، و از دلش بدر نمىرود « 3 » .
و ابن بابويه عليه الرحمه به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : شخصى بود در زمان سابق طلب دنيا از حلال كرد به دستش نيامد ، و از حرام نيز طلب كرد او را ميسّر نشد ، پس شيطان به نزد او آمد ، و او را وسوسه كرد كه مىخواهى تو را به چيزى دلالت كنم كه اگر آن را بكنى دنياى تو بسيار شود ، و جمعى كثير تابع تو شوند ، گفت : آرى ، شيطان گفت : دينى اختراع كن ، و مردم را به سوى آن دين بخوان .
پس او چنين كرد ، خلق بسيار او را متابعت كردند ، و مال بسيار بهم رسانيد ، بعد از مدّتى به فكر خود افتاد كه چه خطائى كردم دينى اختراع كردم و مردم را گمراه كردم ، و توبهء من مقبول نخواهد شد تا آنها را كه گمراه كردهام برنگردانم ، به نزد هريك مىآمد و مىگفت : دين من بدعت بوده و باطل بود برگرديد ، در جواب مىگفتند : دروغ مىگوئى دين تو حق بود و الحال شك به هم رسانيدهاى در دين ، و هيچيك برنگشتند .
چون ديد كه ايشان برنمىگردند ، رفت و زنجيرى در گردن خود بست ، و سرش
هامش
( 1 ) اصول كافى 1 / 54 ح 2 .
( 2 ) اصول كافى 1 / 54 ح 3 .
( 3 ) اصول كافى 1 / 54 ح 4 .