و بدان كه بدعت عبارت از آن است كه يك امرى كه خدا حرام كرده باشد حلال كنند ، يا امرى را مكروه كنند كه خدا مكروه نكرده باشد ، يا امرى را واجب گردانند كه خدا واجب نكرده ، يا امرى را مستحب قرار دهند كه خدا مستحب قرار نداده باشد ، اگر چه به اعتبار يك خصوصيّتى باشد .
مثل آنكه خدا فرموده است نماز در همه وقت مستحب است ، اگر كسى به اين عنوان نماز كند كه چون همه وقت سنّت است و اين يك وقتى است از آن وقتها ، پس من در اين وقت نماز مىكنم ثواب دارد ، و اگر دو ركعت نماز در وقت غروب آفتاب بجا آورد بهعنوان اينكه در خصوص اين وقت خدا اين نماز را از من طلبيده است ، بدعت مىشود و حرام است ، چنانچه عمر عليه ما عليه در خصوص چاشت شش ركعت مقرّر ساخت ، كه در اين وقت مىبايد كرد بهعنوان سنّت ، و به اين جهت بدعت و حرام شد ، و ائمّهء ما عليهم السّلام از آن نهى فرمودند ، و همچنين اگر كسى نماز سنّتى را سه ركعت به يك سلام بكند ، چون اين هيئت در نماز سنّت از پيغمبر به ما نرسيده بدعت و حرام است ، يا اگر كسى در هر ركعتى دو ركوع بجا آورد حرام است .
همچنين كلمه طيّبهء لا إله الّا اللّه را همه وقت گفتن سنّت است ، و بهترين اذكار است ، اگر كسى چنين قرار دهد كه بعد از نماز صبح هزار و پانصد مرتبه سنّت است ، و خصوص اين عدد را در خصوص اين وقت از جانب شارع مقرّر داند ، يا خود قرار دهد ، و اين خصوصيّت را عبادت داند بدعت است .
و بدعت در دين بدترين معاصى است ، و امتياز شيعه از سنّى هميشه به اين بوده است كه شيعه به فرمودهء ائمّهء خود عمل مىنمودهاند ، و سنّيان چون دست از متابعت ايشان برداشته بودند به عقلهاى سخيف خود بدعتها در دين مىكردند ، و به آن عمل مىنمودند ، و ائمّهء ما ايشان را به اين مذمّت مىفرمودند .
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 366
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٦٦