مرتبهء كمال شناخته ، اگر نام على را بر آسمان بخواند از يكديگر مىپاشد ، و اگر بر زمين بخواند مىگدازد .
چنانچه در احاديث « 1 » بسيار هست كه نامهاى ايشان را بر عرش نوشتند عرش قرار گرفت ، و بر كسى نوشتند برپا ايستاد ، و بر آسمانها نوشتند بلند شدند ، و بر زمين نوشتند قرار گرفت ، و بر كوهها نوشتند ثابت گرديدند .
و دوستان ايشان را به تجربه معلوم است كه در وقت دعا درخور آن ربط و معرفت و توسّلى كه به ايشان حاصل مىشود همان قدر استشفاع به ايشان نفع مىكند ، و اگر اين معنى را از اين نازكتر ذكر كنيم ، سخن دقيق مىشود و مطلب مخفىتر مىشود .
و بعضى تمثيلى ذكر كردهاند از براى وضوح اين معنى كه : يك فيلى را بردند به شهر كوران ، چون شنيدند كه چنين خلقت عظيمى به شهر ايشان آمده ، همگى به سير آن جمع شدند ، و دست بر آن ماليدند ، يكى از ايشان دست بر گوش او ماليد ، و يكى دست بر خرطوم او ماليد ، و يكى دندانش را لمس كرد ، و يكى بدنش را ، و يكى دمّش را ، و چون فيل را بردند اينها با يكديگر نشستند و به وصف آن شروع كردند ، و در ميان ايشان نزاع شد ، آنكه گوشش را لمس كرده بود گفت : فيل يك چيز پهنى است از باب گليم ، ديگرى كه خرطومش را يافته بود گفت : غلط كردى از بابت ناودان دراز است و ميان تهى ، و هريك به آنچه از آن يافته بودند تعبير كردند ، و نزاع ايشان به طول انجاميد ، مرد بينائى كه فيل را درست ديده بود در ميان ايشان حكم شد و گفت : هيچيك آن را نشناختهايد ، امّا هريك راهى به آن بردهايد ، بلاتشبيه كوران عالم امكان و جهالت را در معرفت واجب الوجود و دوستان او كه
هامش
( 1 ) بحار الانوار 27 / 1 ب 10