تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
اوقات ديوانه شده است ، و بر نى سوار شده است ، و در رحبهء كوفه با اطفال بازى مىكند ، والى گفت : الحمد للّه كه ما از كشتن چنين مردى نجات يافتيم ، و بعد از اندك وقتى منصور بن جمهور داخل كوفه شد ، و آنچه جابر مىگفت به ظهور آمد « 1 » . و محمّد بن الحسن الصفّار به سند صحيح از حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام روايت كرده است كه : در تفسير آيهء كريمه
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
« 2 » گشودند و ظاهر گردانيدند براى ابراهيم آسمانهاى هفت‌گانه را تا به بالاى عرش نظر كرد ، و زمين را گشودند تا آنچه در هواى زيرزمين بود ديد ، و از براى رسول خدا و امير المؤمنين و امامان بعد از او همه چنين كردند « 3 » . و به اسانيد معتبره بسيار از آن حضرت روايت كرده است كه : خدا را دو علم هست ، يك علم مخصوص اوست كه به احدى تعليم نفرموده است ، و يك علم هست كه تعليم پيغمبران و ملائكه فرموده ما مىدانيم « 4 » . و ايضا به اسانيد معتبره از ائمّه عليهم السّلام مروى است كه : علمى كه با آدم فرود آمد بالا نرفت ، و علم به ميراث مىرسد ، و هر عالمى كه از دنيا مىرود البتّه عالم ديگر مثل علم او را يا زياده مىداند ، و جميع علوم انبيا به ما رسيده است « 5 » . و به اسانيد صحيحه منقول است از ائمّه عليهم السّلام كه : تورات موسى و انجيل عيسى
هامش
( 1 ) اصول كافى 1 / 396 - 397 ح 7 . ( 2 ) سورهء انعام : 75 . ( 3 ) بحار الانوار 26 / 114 ح 15 . ( 4 ) بحار الانوار 26 / 159 ح 2 . ( 5 ) بحار الانوار 26 / 167 ح 22 .