گفتم : و اللّه اين علم است ، فرمود كه : همين نيست ، بعد از زمانى فرمود : علم گذشته و آينده تا روز قيامت نزد ماست ، گفتم : فداى تو گردم اين است علم ، فرمود كه : همين نيست گفتم : پس ديگر علم چه چيز است ، فرمود : عمدهء علم آن است كه روز به روز و ساعتبهساعت حادث مىشود تا روز قيامت « 1 » .
و به سند ديگر از حمّاد بن عثمان روايت كرده است كه : شنيدم از حضرت صادق عليه السّلام كه : زنادقه در سال صد و بيست و هشت ظاهر خواهند شد ، در مصحف فاطمه چنين ديدم ، پرسيدم مصحف فاطمه كدام است ؟ فرمود : چون حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رحلت فرمود ، حضرت فاطمه عليها السّلام را اندوهى رو نمود كه خدا داند قدر آن را ، آنگاه خدا ملكى فرستاد كه تسلّى آن حضرت بفرمايد ، و قصّه براى او بخواند ، پس آن ملك مىگفت و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىنوشت ، تا آنكه كتابى جمع شد ، پس فرمود : در آن كتاب چيزى از حلال و حرام نيست ، علوم آينده است تا روز قيامت « 2 » .
و به سند معتبر روايت كرده است از ابى يحيى صنعانى كه ، حضرت صادق عليه السّلام فرمود : ما را در شبهاى جمعه شأن و رتبهء عظيم هست ، گفتم : فداى تو گردم چه شأن هست ؟ فرمود : رخصت مىفرمايند روح پيغمبران و اوصياى گذشته را ، و روح امامى كه در ميان شماست ، كه ايشان عروج نمايند به آسمان تا به عرش مىرسند ارواح ايشان ، پس هفت مرتبه طواف عرش مىكنند ، و نزد هر قائمهاى از قوائم عرش دو ركعت نماز مىگذارند ، پس به بدنهاى خود برمىگردند ، و پر مىشوند انبيا و اوصيا از سرور و خوشحالى ، و علوم بسيار بر علوم امام شما
هامش
( 1 ) اصول كافى 1 / 239 - 240 ح 1 .
( 2 ) اصول كافى 1 / 240 ح 2 .