فرمود : مگر نخواندهاى اين آيه را كه : بگو اى محمّد بكنيد آنچه مىخواهيد كه عنقريب خدا و رسول مؤمنان عمل شما را مىبينند ، و اللّه مؤمنان على بن ابى طالب و ائمّهء فرزندان اويند « 1 » .
و كلينى از ابو بصير روايت كرده است كه : روزى به خدمت حضرت صادق عليه السّلام رفتم ، فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام هزار باب از علم تعليم فرمود ، كه از هر بابى هزار باب گشوده مىشد ، گفتم : اين است و اللّه علم ، پس ساعتى سر به زير افكند فرمود : اين علم عظيمى است امّا همين نيست ، اى ابو محمّد جامعه نزد ما هست ، گفتم : فداى تو گردم جامعه كدام است ؟ فرمود :
نامهاى است كه طولش هفتاد ذراع است به ذراع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، و آن حضرت فرموده و حضرت امير المؤمنين به دست خود نوشته ، و در آن هر حلالى و حرامى و هرچه امّت به آن احتياج دارند هست ، حتّى ارش خراشيدن بدن ، و دست بر من گذاشت و فرمود : رخصت مىدهى ؟ گفتم : بندهء توام آنچه خواهى بكن ، پس بدن مرا فشرد و فرمود : حتّى ارش اين در آنجا هست ، گفتم : و اللّه كه علم اين است .
فرمود : همين نيست بعد از ساعتى فرمود : جفر نزد ماست ، و مردم چه مىدانند جفر چيست ، گفتم : جفر كدام است ؟ فرمود : ظرفى است از پوست كه علم جميع پيغمبران و اوصياى ايشان و علم جميع علماى گذشته در آن هست ، گفتم : و اللّه كه اين است علم ، فرمود : همين نيست ، بعد از ساعتى فرمود : نزد ما هست مصحف فاطمه ، و مردم چه مىدانند چه چيز است مصحف فاطمه ؟ گفتم :
بيان فرما ، فرمود : مصحفى است سه برابر اين قرآنى كه شما داريد ، و يك حرف از قرآن شما در آن نيست .
هامش
( 1 ) بحار الانوار 23 / 347 ح 47 .