پيشرو مىديد ، و در خواب و بيدارى به يك نحو مىشنيد .
و در بعضى اخبار آمده كه : چون مهر نبوّت را مىگشود نورش بر نور آفتاب زيادتى مىكرد ، و هرگز مدفوع آن حضرت را كسى نديد زمين فرو مىبرد ، و بر چهارپائى كه سوار مىشد هرگز پير نمىشد تا مردن ، و بر هر درختى كه مىگذشت بر آن حضرت سلام مىكرد و هرگز مگس و حيوانات ديگر بر بدن آن حضرت نمىنشست ، و رعب آن حضرت يك ماهه راه در دلها تأثير مىكرد .
و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه : آن حضرت نان گندم تناول نفرمود ، و از نان جو هرگز سه مرتبه متوالى سير نخورد ، و چون از دنيا رفت زرهش نزد يهودى به چهار درهم مرهون بود ، و هيچ طلا و نقره از او نماند ، با آنكه عالم عرب مسخرّ او شده بود ، و غنيمتهاى عظيم از كفّار به دست او آمده بود ، و روزى بود كه سيصد هزار درهم و چهارصد هزار درهم قسمت مىفرمود ، و شب سائل مىآمد سؤال مىكرد مىفرمود : و اللّه كه نزد آل محمّد امشب يك صاع جو و يك صاع گندم و يك درهم و يك دينار نيست .
و منقول است كه بر الاغ بىپالان سوار مىشدند ، و نعلين خود را به دست مبارك پينه مىكردند ، و بر اطفال سلام مىكردند ، و بر روى زمين با غلامان چيزى تناول مىنمودند ، و مىفرمودند كه : به روش بندگان مىنشينيم ، و به روش بندگان طعام مىخوريم ، و كدام بنده از من سزاوارتر است به تواضع و بندگى خدا ، و اگر غلامى يا كنيزى آن حضرت را به كارى مىخواند اجابت مىفرمودند ، و عيادت بيماران فقرا مىكردند ، و مشايعت جنازهها مىفرمودند .
و به اسانيد معتبره منقول است كه ملكى از جانب خداوند عالميان به نزد آن حضرت آمد و گفت : خدا سلامت مىرساند ، كه اگر خواهى صحراى مكّه را تمام براى تو طلا مىكنم ، سر به سوى آسمان كرد و فرمود كه : خداوندا مىخواهم يك
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٧