بود ، و قيام به امرى مىنمودند كه خير دنيا و آخرت ايشان را در آن مىدانستند « 1 » .
كلينى به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : در رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سه صفت بود كه در هيچكس غير آن حضرت نبود : سايه نداشت ، و از راهى كه مىگذشت تا دو يا سه روز بعد از آن هركه مىگذشت از بوى خوش مىدانست كه حضرت از اين راه عبور فرمودند ، و بر هيچ سنگى و درختى نمىگذشت مگر اينكه آن حضرت را سجده و تعظيم مىكردند « 2 » .
و به سند ديگر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت رسالت پناه را در شب تاريك مىديدند نورى از روى مباركش ساطع بود مانند ماه « 3 » .
و در اخبار ديگر وارد شده است كه : شبهاى تار كه حضرت در كوچهها عبور مىفرمودند ، نور چهرهء مباركش بر هر در و ديوار مىتابيد مانند ماهتاب .
و در حديث ديگر از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام وارد است كه : آن حضرت در هر مجلسى مىنشستند نورى از جانب راست و از جانب چپ آن حضرت ساطع بود كه مردم مىديدند .
و منقول است كه : يكى از زنان آن حضرت در شب تارى سوزنى گم كرده بود ، آن حضرت كه داخل حجرهء او شد به نور روى آن حضرت سوزن را يافت ، و عرق مبارك آن حضرت را مىگرفتند و داخل بوهاى خوش مىكردند ، هيچ شامّهاى تاب آن نمىآورد ، و در هر ظرفى كه مضمضه مىكرد به مثابهء مشك خوشبو مىشد ، و هرگز مرغى از بالاى سر آن حضرت پرواز نمىكرد ، و از پشت سر مىديد چنانچه از
هامش
( 1 ) بحار الانوار 16 / 148 - 153 ح 4 .
( 2 ) اصول كافى 1 / 442 ح 11 .
( 3 ) اصول كافى 1 / 446 ح 20 .