تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
مردم را فراگرفته بود ، و با همگى مانند پدر مهربان بودند ، و همه در حق نزد او مساوى بودند . مجلس آن حضرت مجلس حلم و حيا و راستى و امانت بود ، صداها در آن مجلس بلند نمىشد ، و عيب كسى در حضور آن حضرت مذكور نمىشد ، خطا و بدى آن مجلس شريف مذكور نمىشد ؛ زيرا كه بدى نداشت همه با يكديگر در مقام مهربانى و صله و احسان بودند ، يكديگر را به تقوى مىداشتند ، و با تواضع و شكستگى سر مىكردند ، پيران را تعظيم مىكردند ، و خردان را رحم مىكردند ، و كسى كه حاجتى داشت و مضطر بود او را بر خود اختيار مىكردند كه اوّل او سؤال نمايد ، و حقّ غريبان را رعايت مىكردند . فرمود : پرسيدم سلوك آن حضرت با اهل مجلس چگونه بود ؟ فرمود : با همگى خوش‌رو و خوش‌خلق بودند ، و كسى از پهلوى آن حضرت آزارى نمىديد ، و درشت نبودند ، و تندخو نبودند ، و صدا بلند نمىكردند ، و دشنام نمىدادند ، و كلمهء بدى از ايشان صادر نمىشد ، و عيب مردم را ذكر نمىكردند ، و مدّاحى مردم نمىفرمودند ، اگر بدى مىديدند تغافل مىفرمودند ، و هيچ دشمنى از ايشان مأيوس نبود ، و هيچ امّيدوارى از آن جناب نااميد نمىشد . و سه چيز را از خود دور كرده بودند : مجادله نمىفرمودند ، و بسيار حرف نمىزدند ، و كارى كه فايده نداشته باشد متعرّض نمىشدند ، و سه چيز از امور مردم را ترك كرده بودند : كسى را مذمّت نمىفرمودند ، و عيب‌جوئى كسى نمىكردند ، و لغزشهاى مردم را پى نمىرفتند ، و سخنى نمىفرمودند مگر كلامى كه در آن امّيد ثوابى داشته باشند . چون شروع به سخن مىفرمودند ، اهل مجلس چنان خاموش مىشدند و سرها به زير مىافكندند ، كه گويا مرغ بر بالاى سر ايشان نشسته ، و اين مثلى است در
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 154 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي