قومى را گرامى مىداشتند ، و او را بر قوم خود والى مىساختند ، و مردم را از عذاب الهى مىترسانيدند ، و از ايشان در حذر مىبودند ، و ليكن خلق عظيم و خوشروئى و لطف خود را از هيچكس منع نمىفرمودند ، و جستجوى اصحاب خود مىنمودند ، و احوال ايشان را مىپرسيدند ، و از اختلاف مردم و اعمال ايشان مىپرسيدند ، آنچه از احوال بد ايشان را مطّلع مىشدند ، ايشان را منع مىفرمودند ، و قباحت آنان را به ايشان مىفهمانيدند ، و كارهاى نيك ايشان را تحسين مىفرمودند ، و پيوسته احوال شريف ايشان بر يك نسق نبود ، اختلاف در احوال و اطوارشان نبود ، هرگز غافل نمىشدند كه باعث غفلت ديگران شود يا از حق برگردند ، و در باب حق تقصير نمىفرمودند ، و از حق تجاوز نمىنمودند ، آن جمعى كه نزد آن حضرت بودند كسى را بهتر مىدانستند و گرامىتر مىداشتند كه نسبت به مسلمانان خيرخواهتر باشد ، و كسى مرتبهاش نزد آن حضرت عظيمتر بود كه مواسات و معاونت مؤمنان بيشتر كند .
فرمود : پرسيدم از كيفيّت جلوس آن حضرت در مجالس .
فرمود : در مجلسى نمىنشستند و برنمىخواستند مگر به ياد خدا ، و مكان مخصوصى براى خود مقرّر نمىفرمودند ، كه هميشه در آنجا نشينند ، هرجا كه اتّفاق مىافتاد مىنشستند ، و نهى مىفرمودند از اينكه در مجالس مردم براى خود جاى معيّنى قرار دهند ، و اگر به مجلسى وارد مىشدند در آخر مجلس مىنشستند ، و مردم را نيز به اين امر مىفرمودند : كه تلاش بالانشينى نكنند ، و هريك از اهل مجلس را نوازش مىفرمودند ، به حدّى كه هريك گمان مىكردند نزد آن حضرت گرامىتر از ديگرانند ، با كسى كه مىنشستند برنمىخواستند تا رفيق او برنخيزد ، و كسى كه از آن جناب سؤالى نمىنمود برنمىگشت ، مگر به اينكه حاجت او را برآورده بودند ، يا به عذرى او را راضى كرده بودند ، خلق او جميع
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٣