حيا ، و چون به كسى نظر مىفرمودند چشم نمىگشودند كه به تمام ديده نظر كنند ، بلكه به خضوع نظر مىفرمودند ، و هركه را مىديدند مبادرت به سلام مىكردند .
فرمود كه : از هند صفت سخن گفتن جدّم را پرسيدم .
گفت كه : آن جناب اكثر اوقات در حزن و اندوه بودند . و پيوسته مشغول تفكّر بودند ، راحت از براى خود نمىپسنديدند ، و عبث سخن نمىفرمودند ، و متكبّرانه سخن نمىگفتند ، بلكه دهان را از سخن پر مىكردند ، و كلمات جامعه مىفرمودند ، كه در كلمات اندك معانى بسيار مندرج بود ، كلامشان فصلكننده و تميزدهندهء ميان حقّ و باطل بود ، و زيادتى و لغو در تقريرشان نبود ، و كلام نارسا از مطلب نبود ، و نرم طبيعت و خوشخلق بودند ، و غلظت و خشونت هرگز نمىكردند ، و كسى را حقير نمىشمردند ، و خفيف نمىكردند ، و نعمت را عظيم مىشمردند اگر چه اندكى باشد ، و هيچچيز از نعمتهاى الهى را مذمّت نمىفرمودند ، و ليكن مطعومات را هم مدح بسيار نمىكردند .
هرگز براى امور دنيا به غضب نمىآمدند ، و از كسى آزرده نمىشدند ، و امّا چون به حق مىرسيدند دوست و دشمن نمىدانستند ، و از براى خدا كه غضب مىفرمودند هيچچيز با ايشان مقاومت نمىكرد ، و ايستادگى مىفرمودند تا حق را به مقرّش قرار مىدادند ، چون اشاره مىفرمودند به جانبى ، به تمام دست اشاره مىفرمودند نه به انگشت ، و بعضى نكتهاى گفتهاند كه تا فرق شود ميان اشاره كه در هنگام شهادت گفتن مىكردند ، و اشارههاى ديگر .
و در مقام تعجّب دست را مىگردانيدند ، و حركت مىدادند ، و در امرى كه از براى خدا غضب مىفرمودند بسيار متوجّه مىشدند ، و اهتمام مىفرمودند ، و چون فرحى رو مىداد نظر به زير مىافكندند كه بسيار آثار فرح و خوشحالى از ايشان ظاهر نگردد ، و اكثر خندهء آن حضرت تبسّم بود ، كه صدا ظاهر نمىشد ،
عين الحيات ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥١