شمشير مىرفتند ، كه زودتر به منزل خود برسند و به نعيم ابدى متنعم گردند « 11 » .
و ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امام محمد تقى - عليه السلام - روايت كرده است كه حضرت على بن الحسين - عليهما السلام - مىفرمود چون كار بر پدرم تنگ شد ، و آن كافران از هر سو آن حضرت و اصحابش را در ميان گرفتند اهل آن معركه احوال آن حضرت را بر خلاف احوال خود ديدند ، زيرا كه دلهاى ايشان ترسان شده بود و رنگهاى ايشان متغيّر گرديده بود ، و مفاصل بدن ايشان مىلرزيد ، و آن حضرت با مخصوصان اهل بيت او روىهاى ايشان شگفته بود ، و رنگ ايشان افروخته بود ، و سكون قلب و اطمينان جوارح ايشان بيشتر شده بود .
پس بعضى از اصحاب آن حضرت گفتند نظر كنيد بسوى اين شير بيشهء شجاعت كه پروا از مردن ندارد و آرزومند شهادت است .
حضرت چون سخن ايشان را شنيد فرمود : صبر كنيد اى فرزندان بزرگواران كه نيست مرگ از براى شما مگر به منزلهء پلى كه از آن در گذريد ، و از شدت و بد حالى منتقل شويد بسوى نعيم ابدى و بهشت جاودانى ، پس كيست از شما كه نخواهد از زندانى به قصرى منتقل شود ، و نيست مرگ براى دشمنان شما مثل كسى كه از قصر و قباب بسوى زندان و عذاب رود . بدرستى كه پدرم مرا خبر داد كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود كه دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر است ، و مرگ جسر مؤمنان است بسوى بهشتهاى ايشان و جسر كافران است بسوى عذابهاى ايشان ، و من هرگز دروغ نگفتهام و از پدران خود دروغ نشنيدهام « 12 » .
و أيضا به سند معتبر از ابو حمزهء ثمالى روايت كرده است كه روزى حضرت على بن الحسين - علهيما السلام نظر كرد بسوى عبيدالله پسر عباس بن على بن ابى طالب و آب از ديدهء مباركش روان شد و فرمود : هيچ روزى بر حضرت رسول - صلى الله عليه و آله سختتر نبود از روز احد كه عمّ او شير خدا و رسول حمزة بن عبد المطّلب در آن روز شهيد شد ، و بعد از آن ، روز موته بود كه پسر عمّ او جعفر بن ابى
هامش
( 11 ) . بحار الانوار ج 44 / 298 ح 3 از خرايج شيخ قطب الدين .
( 12 ) . معانى الاخبار شيخ صدوق ص 288 - 289 ، بحار الانوار ج 44 / 297 ح 2 .