بيت عصمت و طهارت بودند ، و خود را به لوث گناهى نيالوده بودند .
حضرت فرمود : اين آيه در حق ايشان نيست ، و ليكن حق تعالى مخصوص مىگرداند دوستان خود را به مصيبتها براى آن كه مزد دهد ايشان را به ثوابها ، و درجات ايشان را مضاعف گرداند بى آن كه گناهى كرده باشند ، چنانچه حضرت رسالت - صلى الله عليه و آله - بى آن كه گناهى كرده باشد روزى هفتاد مرتبه استغفار مىكرد « 8 » .
و صفار به سند معتبر روايت كرده است كه روزى گروهى از اصحاب حضرت امام محمد باقر - عليه السلام در خدمت آن حضرت نشسته بودند ، فرمود : عجب دارم از گروهى كه ولايت ما را اختيار كردهاند و ما را امام مىدانند و اطاعت ما را بر خود واجب مىشمارند مانند طاعت خدا ، و به ضعف عقلهاى خود مرتبهء ما را پست مىكنند ، و عيب مىكنند بر جماعتى كه ما را مىشناسند و رتبهء ما را مىدانند و كمالات ما را بيان مىفرمايند ، و ايشان را نسبت به غلو مىدهند ، آيا گمان داريد كه خداوند عالميان اطاعت دوستان خود را بر خلق واجب گرداند ، و از ايشان مخفى دارد اخبار آسمانها و زمين را ، و بر ايشان نرساند آنچه بر ايشان و ديگران واقع مىشود .
حمران گفت : فداى تو شوم ، مرا خبر ده كه چگونه بود امر على بن أبى طالب و حسن و حسين صلوات الله عليهم ، كه خروج كردند و به دين خدا قيام نمودند و اهل طغيان و جور بر ايشان غالب شدند و ظفر يافتند ؟
حضرت فرمود : اى حمران در علم الهى چنين گذشته بود و چنين مقرر شده بود ، و به فرمودهء رسول خدا - صلى الله عليه و آله - خروج كرد هر كه خروج كرد از ما ، و از روى علم و دانايى ساكت شد هر كه ساكت شد از ما . اى حمران اگر وقتى كه بلا نازل مىشد و اهل جور بر ايشان غالب مىشدند از خدا سؤال مىكردند كه ملك و پادشاهى آن طاغيان را بر طرف مىكرد زودتر از آن كه كسى رشته را بگسلد و دانههاى آن از هم بريزد ، و ليكن ايشان در مقام رضا و تسليم بودند ، و آنچه حق تعالى صلاح ايشان را در آن مىدانست غير آن نمىخواستند . اى حمران آنچه به ايشان رسيد براى
هامش
( 8 ) . قرب الاسناد ص 103 ، بحار الانوار ج 44 / 275 ، ح 2 .