شود و از دهان ايشان زبانه كشد لبهايشان بريان شود و دلهاشان پرواز كند و گوشهاى ايشان بريان شود و پيه ايشان بگدازد ، پس غضب خداوند حىّ قيّوم بر ايشان شديد گردد و فرمايد كه اى مالك بگو به ايشان كه بچشيد كه زياد نمىكنم شما را مگر عذاب ، اى مالك برافروز آتش را بر ايشان كه شديد است غضب من بر كسى كه مرا ناسزا گفته بر عرش عظمت و جلال من و سبك شمرده است حق مرا و منم خداوند جبّار ، پس ندا كند مالك كه اى اهل ضلال و گمراهى و استكبار و صاحبان نعمت بسيار در دنيا چگونه مىيابيد عذاب آتش سقر را ؟ ايشان گويند دلهاى ما را بريان كرد و گوشتهاى ما را خورد و استخوانهاى ما را درهم شكست و ما را فريادرس و ياورى نيست .
پس مالك گويد به عزّت پروردگارم كه زياد نمىكنم براى شما مگر عذاب ، ايشان گويند اگر عذاب كند ما را پروردگار ما بر ما هيچ ستم نكرده است ، پس مالك گويد
« فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ »
« 74 » پس اعتراف كردند به گناهان خود ، پس دورى از رحمت باد اصحاب سعير را .
پس خداوند جبّار باز غضب فرمايد و گويد اى مالك ديگر برافروز آتش را بر ايشان ، پس غضب مىنمايد مالك و ابر سياهى بر مىانگيزد بر سر ايشان كه همه را فراگيرد ، پس ندا مىكند ايشان را كه اوّل و آخر و افضل و ادناى ايشان همه بشنوند و مىگويد چه مىخواهيد كه بر شما بياورم ؟ ايشان فرياد برآورند كه آب سرد وا عطشاه زهى تشنگى و طول مذلّت و خوارى كه ما را فرو گرفته است ، پس به عوض آب سرد ببارد بر ايشان سنگها و قلابها و چرك و ريم و كرمهاى آتش كه رويهاى ايشان را بار ديگر بسوزاند ، و ديدههاى ايشان را كور كند ، و استخوانهاى ايشان را بشكند ، پس در آن هنگام فرياد و نالهء وا ثبوراه برآورند ، و چون استخوانها بى گوشت بماند بار ديگر به امر خداوند قهار مالك آتش برافروزد بر ايشان كه استخوانهاى ايشان مانند هيزم بسوزد .
پس بار ديگر ايشان را برگرداند و هفتاد خريف كه هر خريف هزار سال است يا زياده در آتش بسوزند ، پس درهاى جهنّم را بر روى ايشان ببندند ، و از هر درى تا درى پانصد سال راه است ، پس هر يك از ايشان را در ميان سه تابوت از آتش جهنّم بگذارند هر
هامش
( 74 ) . سوره الملك : 11 .