تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ديگر فرو رود تا به درخت زقوم برسد ، و آن درختى است كه از اصل جحيم و بيخ مىرويد و ميوهء آن در قبح منظر و هايل « 73 » بودن گويا سرهاى ديوان است ، و بر آن درخت هفتاد شاخ از آتش هست ، و در هر شاخى هفتاد هزار ميوه هست كه هر يك در قباحت منظر و بد بويى به سر شيطان مىماند و آن درخت بر روى سنگ بسيار نرم لغزنده روييده باشد مانند آيينه ، و از اصل آن سنگ تا بيخ درخت هفتاد هزار سال راه باشد ، و شاخهاى آن درخت از آتش آب خورند و برگها و ميوه‌هاى آن از آتش باشد . پس ملائكه به او گويند و جبر نمايند كه بالا رو و هر چند بالا رود پايش لغزد و به زير آيد ، پس هفتاد هزار سال در اين عذاب و شدّت و تعب باشد تا به اصل زقّوم رسد ، چون ميوه از آن به دهان گذارد از صبر تلخ تر و از مردار گنديده تر و از آهن سخت‌تر باشد ، و چون در شكمش داخل شود به جوش آيد مانند آب جوشان كه غليان نمايد ، پس به ياد آورند و حسرت برند بر طعامهاى نيكو و ميوه هاى لذيذ كه در دنيا مىخوردند و كفران نعمتها مىنمودند ، و در اثناى اين حال ملائكه ايشان را فرو كشند ، پس سالها در ظلمت و تاريكيهاى جهنّم فرو روند ، و چون بر آتش قرار گيرند صدايى از ايشان ظاهر شود مانند صداى ماهى كه در ميان تابه بريان كنند ، پس ايشان را از درخت زقوم بيندازند به سوى رودى چند كه از مس گداخته جارى باشند و از آتش جهنّم بسيار گرم تر باشد ، و آن رودخانه جوشد و ايشان در آنها غوطه خورند تا آن كه بعد از سالها ايشان را به ساحلها افكنند كه در كنار آن رودها است . پس در آن ساحلها جانوران آتش جهنّم بر ايشان حمله نمايند از مارها مانند شتران مست و كژدمها مانند استرهاى سياه ، و هر عقربى شصت بند در پشت داشته باشند ، و در هر بندى سبويى از زهر بوده باشد ، پس به هر كافرى هفتاد هزار مار سياه كبود چشم هفتاد هزار كژدم بچسبند ، و هفتاد هزار سال بر ايشان زهر ريزند كه سوختن آتش را فراموش كنند ، پس پناه برند به درخت زقّوم و به هر شاخى از آن هفتاد هزار كس بچسبند و خود را بياويزند كه آن شاخ نشكند و خم نشود ، پس آتش از دبر ايشان داخل
هامش
( 73 ) . هايل : ترساننده ، ترس‌آور ، هولناك .
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 182 | العلامة المجلسي / السيد مهدي الرجائي