تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
مىافشانند ، زيرا كه در آن وقت روح او به سوى بدن او بر مىگردد و ايشان نمىدانند . پس در آن وقت زمين او را ندا مىكند كه مرحبا خوش آمدى اى دوست خدا ، سوگند ياد مىكنم به خدا كه در وقتى كه در پشت من راه مىرفتى تو را دوست مىداشتم ، اكنون كه به شكم من در آمدى تو را بيشتر مىخواهم ، به عزّت پروردگارم سوگند كه با تو نيكو مجاورت نمايم ، و خوابگاه تو را سرد و با راحت گردانم و بر تو تنگ نگردم ، و براى تو باغى باشم از باغستانهاى بهشت . پس ملكى در قبر او داخل شود و بالهاى خود را از جانب راست و چپ و پيش روى و پشت سر بزند كه از هر طرف چهل فرسخ گشاده شود ، و در هر طرف چهل مشعل از نور براى او برافروزد كه جميع أطراف قبر او را روشنى فرو گيرد . پس در آن وقت دو ملك بر او داخل شوند كه نام ايشان منكر و نكير است ، به نيشهاى خود قبر را شكافند و موهاى ايشان آويخته باشد كه در ميان موى خود راه روند و حدقه‌هاى مانند دو ديگ سرخ باشد ، و صداى ايشان مانند رعد غرّان ، و ديدهاى ايشان مانند برق تابان ، پس صدا زنند بر او و گويند كيست پروردگار تو ؟ و كيست پيغمبر تو ؟ و چيست دين تو ؟ و چيست كتاب تو ؟ و كيست امام تو ؟ پس مؤمن به توفيق خدا از روى جرأت و توكّل بر حق تعالى گويد كه پروردگار من و پروردگار شما و پروردگار همه چيز خداوند يگانهء بى همتا است ، و پيغمبر من و پيغمبر شما محمّد است كه آخر پيغمبران است ، و دين من دين اسلام است كه خدا دينى به غير آن قبول نمىكند ، و كتاب من قرآن است كه شاهد و تصديق كنندهء جميع كتابهاى خدا است ، پس امامهاى خود را يك يك مىشمارد . پس آن دو ملك مىگويند راست گفتى و توفيق يافتى و خدا تو را هدايت كرده است به سوى دين حق ، پس گويند : نظر كن به جانب پاهاى خود ، چون نظر كند درى بيند كه به سوى جهنّم گشوده شده گويد :
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
من اين گمان به پروردگار عالميان نداشتم . آن دو ملك به او گويند : اندوهناك مشو ، و مترس اى دوست خدا و شاد و خوشحال باش كه جهنّم براى تو نيست و تو از جهنّم بيزارى ، حق تعالى خواست به تو