پس خداوند ستّار عيب پوش فرمايد : كه اى بندهء گناهكار امروز تو را رسوا نمىكنم ، پس به لطف پروردگار كريم گناهان او مستور و پوشيده ، و حسنات او بر خلايق ظاهر و هويدا گردد ، و هر گناهى را كه حق تعالى بر او شمارد او گويد : اى سيّد من آتش جهنّم بر من گواراتر است از اين خجلت و شرمسارى .
پس ندا رسد از جانب حق تعالى كه به خاطر دارى كه در فلان روز گرسنه را طعام دادى ، و عريانى را جامه دادى ، و احسان با برادران مؤمن كردى ، و در بيابان مكّه محرم گرديدى و صداى لبّيك در درگاه من بلند كردى ، روزى از ترس عذاب من جوى آب از ديدههاى خود روان كردى ، شبها از ترس من به بيدارى و عبادت به سر آوردى و ديدهء خود را از خوف من از نظر به سوى حرام پوشيدى ، پس به اين جهات گناهان تو را بخشيدم و حساب تو را ثوابهاى بسيار عطا كردم . پس در آن حال روى او سفيد گردد و دلش شاد شود و تاج پادشاهى بر سر او گذارند و او را به حلّهها و زيورهاى بهشت محلّى گردانند . پس حق تعالى جبرئيل - عليه السلام - را امر فرمايد كه ببر بندهء مرا و كرامت مرا به او بنما .
چون روانه شود نامهء خود را كه در دست راست گرفته بگشايد و به مؤمنان و مؤمنات بنمايد و از روى افتخار و استبشار ندا كند
« هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ * إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ »
« 22 » اينك بخوانيد نامهء مرا من گمان مىكردم كه خدا مرا به مقام محاسبه باز خواهد داشت ، يا يقين به جزا و حساب داشتم ، پس او در عيشى باشد پسنديده و نيكو .
پس چون به در بهشت رسد ملائكه گويند نامهء گذشتن خود را بده ، پس نامه بر آورد كه در آن نوشته باشد : بسم اللّه الرحمن الرحيم اين نامه و فرمان گذشتن است از خداوند عزيز حكيم براى فلان ، پسر فلان از پروردگار عالميان ، پس ندا كننده ندا كند به صدايى كه جميع اهل محشر بشنوند كه فلان مؤمن سعادتى يافت كه بعد از آن هرگز به شقاوت مبدّل نمىگردد و تعب و مشقّت او را در نمىيابد .
هامش
( 22 ) . سوره الحاقة : 19 - 20 .