تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و از حضرت أمير المؤمنين - عليه السلام - روايت نموده كه چون صباح روز قيامت مىشود مؤمن از قبر خود بيرون مىآيد با عورت پوشيده ، و ترس و بيم از او دور گرديده با امن و امان ، و بشارت يافته به خوشنودى خداوند منّان و راحت و ريحان و حوريان نيكو رويان . پس استقبال نمايند او را ملائكه كه در دنيا با او بوده‌اند ، و خاك از سر و روى او افشانند ، و از او در هيچ حال جدا نشوند ، و پيوسته او را بشارت دهند و امّيدوار گردانند ، و به هر هول از اهوال قيامت كه برسد به او گويند اى ولى خدا امروز بر تو بيمى و اندوهى نيست ، ماييم كه عملهاى تو را در دنيا مىنوشتيم و امروز دوست و ياوران توايم ، نظر كن اين است بهشتى كه پروردگار عالم به ميراث داده است به شما به پاداش كرده‌هاى شما . پس او را در جانب راست عرش باز دارند و نداى مرحبا از جانب حق تعالى به او برسد ، چون اين نداى فرح افزا به او رسد رويش سفيد و نورانى و دلش شاد و خرّم گردد ، و طول قامتش هفتاد ذراع گردد ، و رويش مانند ماه شب چهارده منوّر گردد ، پس قامتش مانند قامت حضرت آدم - عليه السلام - گردد ، و صورتش شبيه حضرت يوسف - عليه السّلام - در حسن و جمال ، و زبانش شبيه زبان حضرت سيّد انبياء - صلى الله عليه و آله در فصاحت و بلاغت ، و دلش مانند دل ايّوب - عليه السلام . - . پس كريم غفّار يك يك از گناهان او را بر او شمارد و آمرزد ، و هر گناه او كه آمرزيده شود يك سجدهء شكر به جا آورد ، پس خداوند جبّار فرمايد كه نامهء اعمال او را به دستش دهند ، چون در نامهء خود نظر كند از بيم اعمال ناپسنديدهء خود بدنش به لرزه در آيد . پس پروردگار قهّار او را ندا كند كه اى بنده آيا در اين نامه گناهى نوشته‌ايم كه نكرده باشى ، و از حسنات تو چيزى كم كرده‌ايم كه ننوشته باشيم ، بنده گويد : اى سيّد و آقاى من تويى خداوند عادل و بهترين حكم كنندگان پس ندا به او رسد كه اى بندهء من آيا از من شرم نكردى و از عقوبت من نترسيدى كه مرتكب معصيت من گرديدى ، بنده با نهايت خجلت و شرمسارى گويد : اى مولاى من بد كرده‌ام و راه خطا پوييده‌ام و تويى خداوند كريم مرا در ميان خلق رسوا مكن در اين وقت كه همه خلق به سوى من نظر مى كنند .