عبد اللّه أزدى از بعضى از أصحاب حضرت مبيّن الحقايق امام المغارب و المشارق جعفر بن محمّد الصادق - عليه السلام - چون حق تعالى اراده نمايد كه روح بندهء مؤمن را قبض كند با ملك موت خطاب كند كه برو با ياوران خود به سوى بندهء من كه در دار دنيا تعب بسيار كشيد در عبادت من و روح او را به نزد من بياور تا راحت بخشم او را در جوار رحمت خود .
پس ملك موت آيد به نزد او خوش روى و خوش بوى با جامهاى پاكيزهء نيكو و بر در سرا ايستد بى آن كه از دربان رخصتى طلبد ، يا پرده بر دارد يا درى بشكند ، و پانصد ملك از أعوان با خود آورد كه با خود آورند بستههاى ريحان و حرير سفيد و مشك ناب ، پس ندا كنند او را كه سلام خدا بر تو باد أى دوست خدا بشارت باد تو را كه پروردگار سلامت مىرساند و از تو راضى و خشنود است و بر تو خشمناك نيست ، و بشارت باد تو را به روح و ريحان و بهشت جاودان ، پس روح راحت يافتن از تعبها و بلاهاى دنيا است ، و ريحان جميع خوشبوهاى بهشت است ، آنها بر ذقن او مىگذارند كه شميم آنها به مشام جانش مىرسد ، و به اين سبب پيوسته در راحت و لذّت است تا روح از بدنش مفارقت مىنمايد .
پس رضوان ، خازن جنان به نزد او مىآيد و شربتى از بهشت به كام او مىرساند كه هرگز در قبر و در قيامت تشنه نگردد تا آن كه سيراب داخل بهشت شود .
پس مؤمن گويد كه اى ملك موت بر گردان روح مرا تا ثنا گويد بر بدن من و بدن من ثنا گويد بر روح من . پس ملك موت گويد اى روح لطيف و اى بدن شريف هر يك بر بدن من ثنا گوييد و يكديگر را وداع كنيد .
پس روح گويد خدا تو را جزا دهد اى بدن ، نيكوترين جزاها ، به تحقيق كه به طاعت الهى مسارعت مىنمودى و از معاصى خدا گريزان بودى ، پس بر تو باد سلام خدا تا روز جزا . پس باز بدن با روح چنين خطاب كند .
پس صدا زند ملك موت كه اى روح پاكيزهء خوشبوى بيرون رو از دنيا با ايمان و رحمت يافته و خوشحال ، پس ملائكه او را بالا برند و حال آن كه جميع شدايد از او زايل گرديده باشد و جميع موارد بر او آسان شده باشد و مهيّاى زندگانى جاويد گرديده باشد .
مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٥