تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
است موافق نيست با آنچه فرو فرستاده شده ؟ آن حضرت عليه السلام فرمود كه : نه ، وليكن محوشده از قرآن نام هفتاد كس از قريش كه مذكور بودند در آن به نام‌هايشان ونام پدران خود ، واگذاشته‌نشده از ايشان اسم أبى لهب مگر براي آزار به حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله به اعتبار اين كه أبو لهب عموى آن‌حضرت بود . « 1 » وايضاً حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : بايد مهيّا شود يكى از شما براي خروج حضرت قائم - عليه التحية والثناء - هر چند كه به تحصيل تيرى باشد ؛ چه به درستى كه اللَّه تعالى چون داند اين معنى را از نيّت مؤمن ، اميد دارم كه تأخير كند عمر أو را تا اين كه ادراك خدمت آن امام عليه السلام كند ودر سلك أعوان وأنصار أو عليه السلام منسلك گردد » « 2 » ، انتهى . وصاحب حقّ اليقين گفته كه : سعد بن عبد اللَّه در بصائر از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه : شيطان از خدا سؤال كرد كه أو را مهلت دهد تا روزى كه مردم زنده مىشوند در قيامت . حق تعالى ابا كرد وگفت كه : « تو را مهلت دادم تا يوم وقت معلوم » . چون آن روز شود ، ظاهر شود شيطان با جميع اتباعش از روزى كه خدا عالَم را خلق كرده تا آن روز وحضرت أمير المؤمنين عليه السلام برگردد واين آخر برگشتن‌هاى آن حضرت است . راوي گفت كه : مگر رجعت‌ها بسيار خواهد بود ؟ فرمود : بلى وهر امامي كه در قرني بوده است / 61 / نيكوكاران وبدكاران أو با أو بر مىگردند تا حق تعالى مؤمنان را بر كافران غالب گرداند ومؤمنان از ايشان انتقام بكشند . پس چون آن روز شود ، حضرت أمير المؤمنين عليه السلام برگردد با اصحابش وشيطان بيايد با اصحابش وملاقاة ايشان در كنار فرات واقع شود نزديك به كوفه ، پس قتالي واقع شود كه هرگز مثل آن واقع نشده باشد . گويا مىبينم أصحاب حضرت أمير المؤمنين عليه السلام را كه صد قدم از پس [ به ] پشت برگردند وپاى بعضي در ميان آب فرات داخل شود ، پس ابرى بيايد از آسمان كه پُر باشد از ملائكة ، ورسول خدا صلى الله عليه وآله حربه‌اى از نور در دست داشته باشد ودر پيش آن ابر آيد . چون نظر شيطان بر آن حضرت افتد ، از عقب برگردد واصحابش به أو گويند : اكنون كه ظفر يا فتى ، به كجا مىروى ؟ ! أو گويد كه : « من مىبينم آنچه شما
هامش
( 1 ) . الغيبة ، نعمانى ، ص 318 ، ح 5 ؛ بحار الأنوار ، ج 55 ، ص 364 ، ح 141 وج 92 ، ص 59 ، ح 46 . ( 2 ) . الغيبة ، نعمانى ، ص 320 ، ح 10 ؛ بحار الأنوار ، ج 55 ، ص 366 ، ح 146 .