« تحيّات » جمع تحيّت است مصدر باب تفعيل ودر أصل تحييه بوده به دو ياء مثل تغذيه وتنميه وبعد از نقل حركت ياء اوّل به ما قبل آن ادغام آن در ياء ثانيه شده .
فاضل لاهجى « 1 » در تفسير
« وَإِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها »
« 2 » گفته كه :
تحيّت در أصل ، زنده گردانيدن است وبعد از آن در عرف مستعمل شده به معنى دعا به زندگى كردن وبه معنى مطلق دعاى به خير ، وغالب شده استعمال آن در سلام كه قِسم شايع دعاى به خير است ، وعلي بن إبراهيم از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه : « مراد از تحيّت در اين آية اعمّ است از سلام وغير آن از أنواع احسان ونيكويى » « 3 » بنا بر اين ، محصَّل معنى آية اين است كه هرگاه شخصي با شما نيكويى كند هر نوع نيكويى كه باشد ، بر شما لازم است كه بهتر از نيكويى أو به أو احسان ونيكويى كنيد يا برگردانيد تحيّت أو را ، يعنى مثل تحيّت أو را به جا بياوريد . « 4 » انتهى موضوع الحاجة .
واظهر اين است كه مراد از تحيّات [ در ] اين جا معنى أعم [ است ] وبه معنى أنواع تعظيم وتكريم است از خداى صاحب كرم .
قوله : حتّى العود إلى حضرتكم ، والفوز في كرّتكم ، والحشر في زمرتكم
اظهر اين است كه مراد از عود به حضرت مزور ، رجوع به روضهء مقدّسهء أو يا روضهء مقدّسهء ساير أئمة عليهم السلام باشد براي ادراك زيارة حضور ومراد از « الفوز في كرَّتكم » تشرّف به شرف ادراك خدمت حضرت قائم آل محمّد وساير أئمة عليهم السلام است در حال رجعت به يكى از دو وجه :
اوّل اين كه : آن قدر در دنيا بماند كه ادراك اين سعادت عُظما نمايد .
هامش
( 1 ) . قطب الدين محمد بن علي لاهيجى معروف به قطب الدين اشكورى ، عارف وحكيم قرن يازدهم هجرى است . أو از شاگردان ميرداماد است ودر حكمت ، أدب وتفسير داراى مقام بلندى است . مهمترين اثر أو محبوب القلوب در شرح أحوال وآثار حكما است . ثمرة الفواد از ديگر آثار اوست . ر . ك : روضات الجنات ، ج 7 ، ص 233 ؛ رياض العلماء ، ج 5 ، ص 124 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 86 .
( 3 ) . تفسير القمّي ، ج 1 ، ص 145 ؛ عوالي اللئالي ، ج 2 ، ص 51 ، ح 134 ؛ بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 7 ، ح 27 .
( 4 ) . تفسير شريف لاهيجى ، ج 1 ، به تصحيح محدث ارموى ، ص 521 .