زندگى است كه آن وزمان تنعم از نعمتهايى كه مذكور شد يكى است ومراد به مكان تنعم از اين نعمتها اين جهان فانى است .
و « أزل » - به فتحتين وتخفيف لام - صفت نعيم ودر أصل عبارت است از قدم به كسر قاف وفتح دال كه مصدر است صاحب مجمع البحرين گفته كه :
الأزل - بالتحريك - القدم ، ومنه يقال : أزلي أي قديم ، وقيل : إنّ أصله ياء ، من قولهم للقديم لم يزل ، ثمّ نسب إليه ، فقيل : يزلي ، فأبدلت الياء همزة ؛ وصفات الأزل : صفات الذات « 1 » . انتهى .
وبالجملة مراد به أزل اين جا قديم است از قبيل اطلاق مصدر در معنى اسم فاعل ومراد به نعيم قديم بعض يا كلّ نعمتهاى دنياست كه قبل از اين مذكور شد ومراد به قديم بودن آنها اين است كه مدّتى مديد جمعى تمتّع از آنها برداشتهاند واستعمال قديم در اين معنى در لغت وآيات وروايات شايع است .
صاحب مجمع البحرين گفته :
قدم الشيء قِدَماً وزان عنب فهو قديم ، وتقادم : مثله ، وعيب قديم ، أي سابق وزمانه متقدّم الوقوع على وقته . « 2 »
وحق تعالى در وصف ماه فرموده كه :
« وَالْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ »
« 3 » يعنى « قرار داديم براي ماه منزلهاى بيست وهشت گانه را كه هر شب در يكى از آنها باشد تا آن كه برگردد در أواخر آن مدّت به صورت هلال كه مانند چوب كهنهء خوشهء خرما شود / 57 / در باريكى » .
در تفسير عليّ بن إبراهيم در ذيل حديث طويل از حضرت امام رضا عليه السلام مروى است كه :
اگر كسى در حين وصيت گويد كه « كلّ عبد له قديم فهو حرّ » ، هر بندهاى كه در مدّت شش ماه در ملك أو بوده باشد آزاد مىشود ؛ به قرينهء اين كه عرجون كه در اين آية ، مذكور وبه معنى چوب خوشهء خرماست در عرض شش ماه ، قديم وكهنه مىگردد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، ج 5 ، ص 305 ( أزل ) .
( 2 ) . مجمع البحرين ، ج 6 ، ص 135 ( مقدم ) .
( 3 ) . سورهء يس ، آيهء 39 .
( 4 ) . تفسير القمّي ، ج 2 ، ص 215 .