نوح عليه السلام ومراد اين است كه إبراهيم عليه السلام از جملهء شيعهء نوح بود ، به اين معنى كه در أصول شرع وطريق توحيد ، پيروى أو مىنمود « 1 » واين حديث ، مُشعر است به اين كه ضمير در « شيعته » راجع به حضرت پيغمبر يا حضرت علي عليه السلام باشد . در كتاب لباب از فرّاء منقول است كه : ضمير راجع به حضرت پيغمبر است بر سبيل كنايهء غير مذكور .
وفقير گويد كه بعض أحاديث صريح است در اين كه ضمير راجع به علي عليه السلام است ؛ چه در مجمع البحرين مروى است كه : شبى جناب حضرت رسالت مآب نشسته بود وبا أصحاب سعادتمند گفتگوها مىنمود . از آن جمله فرمود كه : اى قوم ! هرگاه انبياى اوّلين را مذكور كنيد ، پس اوّل صلوات بر من وبعد از آن صلوات بر ايشان فرستيد وهرگاه پدرم حضرت إبراهيم را مذكور كنيد بايد اوّل بر أو وبعد از آن بر من صلوات فرستيد . صحابه عرض كردند كه : به چه جهت إبراهيم عليه السلام صاحب اين منزلت ومرتبت گرديد ؟
حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله فرمود كه : در شبى كه به معراج رفتم وبه آسمان سيم رسيدم ، نصب شد براي من منبرى از نور ، پس بر آن منبر نشستم وحضرت إبراهيم عليه السلام يك درجه پايينتر از من نشست وجمع انبياى اوّلين در حوالي آن منبر نشستند . پس ناگاه حضرت علي عليه السلام آمد بر حالي كه سوار بود بر ناقهاى از نور وروى أو مانند ماه مىدرخشيد وأصحاب أو در حوالي أو از قبيل ستارهها مىنمودند . پس گفت إبراهيم عليه السلام كه اى محمّد ! اين كدام پيغمبر عظيم القدر يا كدام فرشتهء مقرب است ؟ گفتم : نه پيغمبر است ونه فرشته ، بلكه برادر من وپسر عموى من وداماد / 27 / من ووارث علم من علي بن أبي طالب عليه السلام است . إبراهيم پرسيد كه : اين جمعى كه در حوالي اويند چه كساناند كه از قبيل ستارهها درخشاناند ؟ گفتم : شيعيان اويند ؛ يعنى طريق متابعت أو را در أوامر وزواجر مىپويند . پس حضرت إبراهيم عليه السلام در اين مقام گفت كه : « اللّهمّ اجعلني من شيعة عليّ عليه السلام يعنى « خدايا ! بگردان مرا از تابعان حضرت علي عليه السلام در هر خفى وجلى » ، پس جبرئيل عليه السلام اين آيت را آورد كه
« وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ » »
« 2 » انتهى مضموناً .
مخفى نماند كه بيان شيعه بودن حضرت إبراهيم عليه السلام به جملهء اسميهء دالّه بر دوام
و
هامش
( 1 ) . ر . ك : التبيان ، ج 8 ، ص 507 ؛ مجمع البيان ، ج 8 ، ص 315 ؛ الميزان ، ج 17 ، ص 147 .
( 2 ) . مجمع البحرين ، ج 2 ، ص 572 ( شيع ) ؛ ر . ك : تأويل الآيات ، ج 2 ، ص 497 ؛ تفسير البرهان ، ج 4 ، ص 20 ، ح 2 .