تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
گذشته وآيندهء أو را بيامرزد . « 1 » وچون اعمال ليالي وأيام آن ماهِ تمام احترام مفصَّلًا در كتاب سفينة النجاة والد ماجد فقير رحمه الله به تفصيل سمت تحرير يافته ، والحمد للَّه‌كه آن كتاب بين المؤمنين متداول ومناط عمل گشته ، لهذا تحرّزاً عن الإطناب خوض نشد در آن باب .

قوله : وأوجب علينا من حقّهم ما قد وجب

ايجاب مأخوذ است از وجوب به معنى لزوم ؛ چنانچه مروى است كه : إذا افترق البيّعان وجب البيع « 2 » يعنى « هرگاه ميان فروشنده وخريدار مفارقت به هم رسيد ، بيع ايشان لازم گرديد » . پس ايجاب در لغت به معنى الزام ودر اين جا أشارت است به اين كه مطيع ايشان مستحق ثواب وعاصى ايشان مستحق عقاب است ولفظ « قد وجب » به « قد » تحقيقى أشارت است به اين كه آنچه حضرت حق تعالى آن را واجب شرعي ساخته ، در نفس الامر وجوب عقلي داشته ؛ بنا بر اين كه ادلهء عقلية تمام است بر اين كه حسن وقبح أشياء ذاتي است ؛ به اين معنى كه عقل مخلّى از تشكيكات موسوسه جزم مىكند به اين كه بعضي افعال مثلًا در نفس الامر خوب است ؛ يعنى به حيثيتي است كه اگر مصالح ومفاسد تابعه واغراض مطلقاً در فعل وترك آن مساوى باشدجمهور عقلا فاعل آن را مدح مىكنند ومىگويند كه « خوب كردى » وتارك آن را مذمت مىكنند ومىگويند كه « بد كردى وچرا كردى ؟ » مثل صدق وراستى ، وعكس اين است قبيح ذاتي مثل كذب . وتفصيل اين اجمال ظاهر مىشود از حواشي أستاذ قدس سره بر عدّة الأصول ؛ من أراد التحقيق فليرجع إليه كما يليق . پس در اين مقام مىگوييم كه چون تعيين حجج معصومين عليهم السلام از جملهء الطاف مزيحهء علّت وبه اين سبب واجب است عقلًا بر جناب الهى وترك آن از آن جناب قبيح ذاتي است ومعلوم است كه اگر در نفس الامر احدى مىبود كه ازاحهء علّت مكلفين به أو بهتر از ائمهء معصومين عليهم السلام در عصر ايشان مىتوانست نمود ، البتة خداوند عالميان أو را حجّت مىساخت در آن زمان ؛ تا تفضيل مفضول كه قبيح ذاتي
هامش
( 1 ) . زاد المعاد ، ص 39 - 40 ؛ الإقبال ، ص 681 . ( 2 ) . ر . ك : مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 467 ( وجب ) .