تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
وروز بيست وهفتم مبعث است كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله لواى والاي نبوت خود را برافراخت وبه اظهار رسالت خود عموم رعايا وبرايا را سرافراز ساخت ونزد فرقهء محقّه ، اين روز از أعياد عظيمه است . ودر زاد المعاد منقول است كه روزهء اين روز حساب مىشود به روزهء يك سال . « 1 » وايضاً منقول است كه حسن بن راشد / 16 / از حضرت صادق عليه السلام سؤال كرد كه : آيا غير عيدهاى مشهور عيدى هست ؟ حضرت فرمود : بلى شريف‌تر وفاضل‌تر [ از ] همه ، روزى است كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله به رسالت مبعوث گرديد وآن بيست وهفتم ماه رجب است . بايد كه روزه بدارى وصلوات بر محمّد وآل أو بسيار بفرستى ، « 2 » وزيارة حضرت رسول صلى الله عليه وآله وحضرت علي عليه السلام در اين روز منقول است ، انتهى . ودر كتاب اقبال دو حديث از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه روزهء اين روز برابر است با روزهء هفتاد سال . وحديثي ديگر مروى است از حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله كه : كسى كه اين روز را روزه بدارد ، وسيع كند اللَّه تعالى قبر أو را به قدر چهارصد سأله راه وپر كند جميع آن را از مشك وعنبر . ودر حديث ديگر از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه : وامگذار روزهء روز بيست وهفتم رجب را ؛ چه به درستى كه آن است روزى كه فرستاده شد نبوت سوى حضرت‌محمد صلى الله عليه وآله وثواب آن مثل شصت ماه است براي شما . « 3 » وچون لفظ حديث چنين است كه : « ثوابه مثل ستين شهراً » ، ابن طاووس رحمه الله اين قدر ثواب را نسبت به عظمت اين روز به ظاهر كم دانسته وتأويل كرده : يكى اين كه مراد اين است كه ثواب روزهء اين روز برابر است با ثواب كل اعمالي كه در عرض شصت ماه از اين صائم به عمل آيد ، دوم اين كه مراد اين است كه ثواب اين روزه برابر است با ثواب روزه‌هاى كل روزه‌داران در عرض شصت ماه . ودر زاد المعاد به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه : روزهء روز بيست وهشتم اين ماه كفارهء گناه نود سأله است وروزهء روز سىام آن باعث اين است كه حق تعالى گناهان
هامش
( 1 ) . ر . ك : الكافي ، ج 4 ، ص 149 ، ح 2 ؛ التهذيب ، ج 4 ، ص 304 ، ح 1 ؛ الإقبال ، ص 673 . ( 2 ) . مصباح المتهجّد ، ص 820 ؛ الإقبال ، ص 673 . ( 3 ) . الإقبال ، ص 673 و 674 . ر . ك : الكافي ، ج 1 ، ص 148 ؛ الفقيه ، ج 2 ، ص 90 ؛ التهذيب ، ج 4 ، ص 305 .
ميراث حديث شيعه — صفحة 427 | مهدى مهريزى / على صدرائى خوئى