بَر اللَّه تعالى به حرمت شما قسم دهندهام در هر گرداندن من از اين مقام بر حالي كه [ رسيده باشم ] به حاجتهاى خودم وروا شدن آنها وگذرا كردن آنها ومقرون به فيروزى بودنِ آنها وبزرگ گردانيدن آنها وبا كارهاى من نزد شما واستوار كردن آنها .
وتحيّت بر شما باد مثل تحيت وداع گوينده ونزد شما حاجتهاى خود را سپرنده در حالي كه مىطلبد از خدا سوى شما بازگشت را وشتابش سوى شما هرگز بريده نمىشود ، واين را كه برگرداند مرا از خدمت شما بهترين گردانيدنى سوى جانبي وگوشهاى كه آباد وپر نعمت است ورفاهيت زندگى كه مقرون باشد به وسعت أموال ومهلت دادن تا زمان آمدن آخرِ مدّت زندگى وبهتر مكان بازگشتنى وجايى در وسعتگاه نعمت وراحت هميشگى وزندگى كه روىآورنده وبدون عروض پيرى است وهميشگى خوردن نعمتها وآشاميدن شراب آنچنانى كه خوشبوتر شرابها است وبسيار صافي وگوارا است وآب خوردن دوم است بعد از آب خوردن اوّل ، نيست دلگيرى از آن ونه ملامتى به سبب آن . ورحمت وفايدههاى أو وتعظيمهاى أو بر شما أهل بيت پيغمبر باد تا زمان برگشتن مَن سوى مكان حضور شما وفيروزى در زمان برگشتن شما به دنيا وزمان بر آمدن من از قبر در سلك گروه تابعانِ شما . وتحيت بر شما باد ورحمت خدا وفايدههاى أو ورحمتهاى أو وتعظيمهاى أو وأو تعالى بس است براي ما وخوب است كسى كه كار به أو گذاشته شود .
پس نماز زيارة بگذار واز ادعيهء بالاى سر ، آنچه ميسّر باشد بخوان .
مقصد دوّم : در توضيح عبارات بلاغت آيات اين زيارة نامه
قوله : الحمد للَّهالذي
« حمد » در لغت ستايشى است به زبان ، به ازاى فعل خوب اختياري ؛ خواه آن فعل نعمت باشد وخواه غير آن . ودر عرف ، مساوى شكر لغوى وعبارت است از فعلى كه مشعر باشد به تعظيم منعم من حيث هو منعم أعم از اين كه نعمت أو به اين شكر كننده رسيده باشد يا نه . وبعضي گويند كه شكر لغوى عبارت است از تعظيمى كه به ازاى نعمت واصله باشد . وبعضي ديگر شكر لغوى را عبارت مىدانند از اعتراف بنده