از جهت اشاره به اين باشد كه مراد به آيات در اين فقرهء شريفه اشرف آيات است كه عبارت از افراد انسان بوده باشد ؛ زيرا كه خداوند حميد در قرآن مجيد از ميانهء موجودات ، بني آدم را به كرامت خود مفتخر ومباهى فرموده ، حيث قالَ عَزّ شَأْنُهُ :
« وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ »
« 1 » .
ودر اين هنگام ايراد مقسم به به لفظ جمع به اعتبار افراد اين نوع است ، چنانچه مراد به افراد اين نوع نيز أخص مصاديق است كه أكرم افراد باشد ، وهاهنا بحث وجوابه بعد تقريره واضح .
طلب
الهى ! تو آگاهى كه عهدي است بعيد وزماني طويل ومديد كه اين دل غم منزل را ملالى ، واين ديدهء رمد ديده را خيالي ، واين زبان شكر بيان را مقالى است ؛ ملال دل از آن راه است كه چرا دشمن را در خانهء دوست جا هست ! خيال ديده آن است كه چرا به غير حبيب خود نگران است ! مقال زبان اين است كه فقر عدوى دل ودين است .
الهى ! به فضل أزلي وعنايت لم يزليت .
مكان خويش خالى كن ز اغيار * مده هر خار وخس را اندر أو بار
درِ آمد شدن بر غير بر بند * مكان خود به دست غير مپسند
هر آن قصرى كه باشد در خور شاه * ستم باشد گدا در وى كند جاه
وبه احسان عظيم وامتنان قديمت ، كه چشم حق بينم عطا كن نه ديدهء خود بين .
دارم گله از چشم خود از يار ندارم * چشمى كه ببيند رخ دلدار ندارم
وبه غناي ذات وبىنيازى صفاتت محتاجم دار ، وبه مرحمت بسيار وعنايت بىشمارت كه احتياج مرا از غير خود بردار .
فقير رحمت يزدان ز ماه تا ما هي است * گدايى در ايزد به از شهنشاهى است
به هر عطاى الهى هزار شكر رواست * وفور شكر الهى دليل آگاهى است
الهى ! تو مىدانى كه از غير تو بريدهام ، به رحمت خود پيوستهام كن ؛ وتو عالمي
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 70 .