صُغْ مِن مَصُوغٍ مِنْهُ لِلتَّعَجُّبِ * أَفْعَلَ لِلتَّفْضِيلِ وَأْبَ اللَّذْ أُبِي « 1 »
ومعتبر دانستهاند در مادهاى كه بناى تعجب وتفضيل از آن نمىشود ، چند چيز « 2 » كه از مضمون اين دو بيت معلوم مىگردد :
وَصُغْهُمَا مِن ذِي ثَلاثٍ صُرِّفَا * قَابِلَ فَضْلٍ ثُمَّ غَيْرِ ذِي انْتِفَا
وَغَيْرِ ذِي وَصْفٍ يُضَاهِي أشْهَلا * وَغَيْرِ سَالِكٍ سَبِيلَ فُعِلا
چه غرض از اين دو بيت بيان معرفت افعالى است كه جايز است در قياس ، بنا شدن دو فعل تعجب از آنها ، يعنى دو مثال « ما أفعله » و « أفعل به » . به مقتضاى بيت أول ، هر چه صحيح است بناى تعجب از آن ، صحيح است نيز بناى تفضيل از آن ، وهي كل فعل ثلاثي متصرف قابل للتفاوت غير ناقص ككان وأخواتها ، ولا يلازم للنفي ، ولا ما اسم فاعله على أفعل ، ولا مبني للمفعول ، وآن هر چيز است كه هشت شرط در آن موجود باشد :
أول آن كه : فعل باشد ، پس صحيح نيست بنا شدن اسم تفضيل از اسم .
دويم آن كه : ثلاثي مجرد باشد ، پس از فعل ثلاثي مزيد ورباعي ونحو آن بنا نمىشود .
سيم آن كه : متصرف باشد ، پس از غير متصرف بنا نميشود .
چهارم آن كه : آن معنى قابل تفاوت باشد .
پنجم آن كه : ناقص نباشد .
ششم آن كه : ملازم نفى نباشد .
هفتم آن كه : اسم فاعلش بر وزن افعل نباشد .
هشتم آن كه : مبنىّ از براي مفعول نباشد .
بعد از ذكر بيان مذكور مىگوييم كه : سرّ اين كه در اين فقرهء شريفه اسم تفضيل از مادهء « آية » بنا نشده ، انتفاى شرط أول است .
واما اين كه در ميان مواد ممكنة البناء ، آن اسم از مادهء « كرم » بنا شده پس مىتواند
هامش
( 1 ) . از اشعار الفيهء ابن مالك در ابتداى باب افعل تفضيل است ، وهمچنين دو بيت آتى .
( 2 ) . خ . ل : هشت .