تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
ايشان ، وغير آن از ساير صفات وما بقي كمالات تو واز تدارك نمودنت فقر فقيران را به غنا وتوانگرى وأعانت نمودنت مر شكستگان را به دفع ستم از ايشان ، ودستگيرى وبر پا داشتنت بندگان را به آنچه خواهى وتقدير نمايى ، چه از أموري كه ايشان را به آن امر كنى يا آن كه از آنها نهى فرمايى ، به بسيارى قهر وغلبهء تو بر ما سواي خود كه خاضع است در نزد آن رقاب ملوك وسلاطين وخاشع است در پيش آن أعناق قياصره وخواقين ، ونيست از براي ايشان در آن اختياري وبر هر تغيير وتبديل آن قدرت واقتدارى ؛ يا سؤال نماينده‌ام تو را به حقّ آن چيزى كه معروفي در آن از صفات مذكوره وكمالات مزبوره وسؤال مىكنم تو را به حقّ هر شأن يكتا وهر جبروت بىهمتاى تو از آفريدن زمين وزمان وآسمان وماه وخورشيد وستارگان وايجاد نمودن فرشتگان وملائكهء مقربين در تحت وفوق أفلاك ، وهست نمودن مواليد سه گانه از اضداد چهارگانهء آتش وباد وآب وخاك ، به حقّ جميع صفات ثبوتية وسلبيه وجماليه وجلاليه وذاتية وفعليهء تو كه هر يك از آن شأني از شئونات جلال وطورى از أطوار جمال توست به تخصيص اشرف وأكمل مظاهر شؤون وأحسن وأجمل مناظر عيون ، يعنى وجود فيض نمود خواجهء دو سرا ، وشافع روز جزا ، شفيع مذنبين وخاتم مرسلين .
شيرازهء جزو جزو هستى * شاهنشه ملك حق پرسى سر سورهء مصحف كمالات * گويندهء : لي مع اللَّه حالات خورشيد سپهر فضل وبينش * يكتا دُر بحر آفرينش
شاهى كه گر أو نه در ميان بود * نه بود زمين نه آسمان بود عالم همگى طفيل ذاتش * أو ممكن وهمچو حق صفاتش
صلوات اللَّه وسلامه عليه وعلى آله الطيبين الطاهرين صلاةً متواليةً متعاقبةً إلى يوم الدين . مطلب أول : ذكر مقسم به در اين فقره ودر ساير فقرات دعا بنا بر أصل است ومىتواند از جهت تبرك به ذكر واستلذاذ وبسط كلام باشد وتعريف أو به موصوليت در خصوص همين فقرهء شريفه وفقرهء آتيه ممكن است كه در اين فقره از جهت أيما