وجود اين كه صفات رذيلة در فرعون بسيار بود ، أو را به صفت ذميمهء علو نسبت داده آنجايى كه فرموده است :
« إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ »
« 1 » ، پس معلوم مىگردد كه اين صفت بدترين صفات است از براي بندهء ضعيف كه قوّت وقدرت أو به اعتباري از مورى كمتر است ومع ذلك خود را از ديگران برتر مىداند ، بلكه واجب اين است كه به مقتضاى اين كه گفتهاند :
كسى را رسد كبريا ومنى * كه ملكش قديم است وذاتش غنى
بندهء مسكين اگر به حسب أسباب ظاهره ، علو ورفعتش از ديگران بيش نمايد ، در واقع خود را از مورى كمتر داند ، بلكه از هر موجودى خود را ضعيفتر پندارد ، وليكن اين صفت در أغلب مردم موجود است واز آن خبر ندارند ؛ چنانچه مروى است از حضرت أمير المؤمنين - صلوات اللَّه وسلامه عليه - كه فرمودهاند :
إنَّ الرَّجُلَ لَيُعْجِبُهُ أنْ يَكُونَ شِرَاكُ نَعْلِهِ أَجْوَدَ مِن شِرَاكِ نَعْلِ صَاحِبِهِ فَيَدْخُلُ تَحْتَهَا « 2 »
يعنى به درستى كه مردى [ كه ] تعجب مىآورد أو را بند نعلين أو از بند نعلين رفيق خود ، پس آن مرد عالي است وداخل در تحت آيهء شريفه خواهد بود . چه جاى اين كه به واسطهء هر چيزى از أسباب ظاهرهء فانية كه هر لحظه به دست ديگرى در حكم عاريت است ، فخر ومباهات بر اقران وأمثال خود نموده واز آن راه ، خود را از ايشان بالاتر داند ، واز اين جاست كه در حديث فضل « 3 » وارد شده كه آيهء مذكوره قرائت نموده ، فقال :
ذَهَبَتِ الأَمَانِيُّ هاهُنا
. مناجاة
إلهي ، إنْ كَانَتْ نَفْسي اسْتَسْعَدَتْنِي مُتَمَرِّدَةً عَلَى مَا يُرْدِيهَا « 4 » فَقَدِ اسْتَسْعَدْتُهَا الْآنَ بِدُعَائِكَ عَلى مَا
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 83 . در أصل مخطوطه بدين صورت است : إن فرعون كان عاليا في الأرض .
( 2 ) . سعد السعود ، ص 88 فصل فيما نذكره من الجزء الرابع من تفسير علي بن إبراهيم ؛ شرح نهج البلاغة لابن أبيالحديد ، ج 1 ، ص 202 .
( 3 ) . در نسخهء روضاتى : فضيل ، ولكن صحيح « حفص » است . روايت را منقرى از حفص از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه حضرت به حفص فرمودند : يا حفص ، ما أنزلت الدنيا من نفس إلا بمنزلة الميتة . . تا اين كه حضرت آيهء« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ . . . »را تلاوت كرد ، آنگاه گريان گشته فرمودند : ذهبت - واللَّه - الأماني عند هذه الآية . . إلى آخر الحديث . حديث با عباراتى نزديك به هم در اين منابع مشهود است : إرشاد القلوب ، ج 1 ، ص 105 ، باب 28 ؛ تفسير القمي ، ج 2 ، ص 146 ؛ سعد السعود ، ص 87 ؛ بحارالأنوار : ج 2 ، ص 27 ، باب 9 به نقل از تفسير القمي .
( 4 ) . در متن : « يرد بها » خوانده مىشود . آن را از مصدر - البلد الأمين - نقل كرديم .