كتب وصحف وكلمات وحركات ونگاهدارندگان حساب أنفاس ونقل اقدام كه هر يك را عبادتي است على حده : بَعْضُهُم قِيامٌ لا يَرْكَعُونَ ، وبَعْضُهُم رُكُوعٌ لا يَسْجُدُونَ ، وسُجَّدٌ لا يَقُومُونَ ،
« وَما مِنَّا إِلَّا لَهُ
و
مَقامٌ مَعْلُومٌ »
.
دو نوع ديگر كه فهم هيچ كس به غور عبادت وكنه ايشان نرسد ، وملائكة [ اى ] كه خداوند در وقت بعضي از عبادات بندگان ، خلق مىنمايد از جهت استغفار وغير آن إلى غير ذلك ، وملائكهء زمين ، ده مقابل جن وانس ووحش وطير وغيرهاند وملائكهء جو آسمان أول ، ده مقابل اين مجموع وهمچنين هر آسمان ، ده مقابل علاوة است ، وسكنهء سدره ده مقابل همه وسكنهء كرسي ده مقابل همه وساكنان هر حجاب ده مقابل همه وسكنهء در سرادق ده مقابل همه واتباع إسرافيل كه تابعان لوحاند ده مقابل همه .
وأفضل از ملائكة سه نوعاند كه هشت نفر حملهء عرشاند ، چهار به صورت ملك وچهار به صورت بني آدم وشير وگاو وخروس كه از براي جنس خود دعا كنند ، وعرش را كه سى وشش هزار پايه ودر هر پايهاى هفتاد هزار كنگره وهر كنگرهاى هزار هزار بار مقابل سماوات وارض وبهشت است بر دوش گرفته . ملكوت أعلى كه موكل بر كنگرههاى عرشاند ، ملكوت أسفل كه موكل بر سرادقات عرش كه ششصد هزار سرادق است ، ما بين هر يك هفتاد هزار سال راه وبُعد ما بين دوش تا به نرمهء گوش هر يك هفتصد سأله راه است كه آبهاى درياها گودال پشت ابهام وى را پر نكند وبُعد ما بين منكبين أو هفتاد هزار سأله راه وما بين دندانهاى پيش أو سيصد سأله راه است وهمچنين كروبين مىباشند .
وطايفهء ديگر جنياناند كه ايشان نيز چندين طايفهاند : جن از أولاد جان آن جاناند مخلوق از آتش كه به هر صورتي مشكّل گردند سواي صورت نبي ووصى ، وهر طايفه را كه به صلح « 1 » راغب بود نيز پرى گويند ، وأشرار ايشان را ديو مىنامند .
برخى در پس قاف وبا كسى مختلط نباشند وگروهى در پيش قاف ومتردد ميان خلق در لب آبها وباغها وبيابانها وخرابهها ومكانهاى تيره چون حمامات
و
هامش
( 1 ) . خ . ل : صلاح .