تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
فَأكْرِمُوهُ « 1 » يعنى : هر گاه بيايد شما را بزرگ قومي پس گرامى داريد أو را . منقول است كه « 2 » : بعد از اين كه عدى بن حاتم كه از أكابر مهاجرين است ، به شرف اسلام مشرف گرديد ، حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله از اسلام أو بسيار مسرور گرديدند ورداى مبارك خود را از براي أو افكندند وفرمودند : اذَا جَاءَكُم كَرِيمُ قَوْمٍ فَأكْرِمُوهُ . ومنافاتى نيست در ميان لفظ « كريم » در اين حديث ولفظ « شريف » در حديث سابق ، بلكه مفاد هر دو يكى است . وعدى در حرب جمل وصفين ونهروان ملازم ركاب ولايت انتساب حضرت أمير المؤمنين عليه السلام بود ودر حرب جمل يك چشم أو ضايع شد . مروى است كه أو را بعد از شهادت حضرت أمير المؤمنين عليه السلام به مجلس معاوية رجوعي شد ، ودر آن مجلس عبداللَّه زبير كه از بقية السيف حرب جمل ، وعدو پيغمبر مرسل بود ، حاضر بود . پس عبداللَّه با معاوية گفت كه : رخصت بده كه تا من وجمعى از قريش كه در اين مجلسيم ، با عدى بن حاتم هم زبانى كنيم كه شيعه را گمان آن است كه كسى در سخنورى حريف أو نيست . معاوية با أو گفت كه : عدى در زبان‌آورى وحاضرجوابى چنان است كه مىگوييد ، مىانديشم كه در مناظرهء أو عرض خود را ضايع سازى ومرا در كلفت وزحمت اندازى .
اى مگس عرصهء سيمرغ نه جولانگه توست * عرض خود مىبرى وزحمت ما مىدارى
عبداللَّه زبير وساير ملاعين ديگر از قريش به اتفاق التماس نمودند كه : تو ما را به أو بگذار . پس عبداللَّه زبير مبادرت نمود واز عدى بن حاتم پرسيد كه : يا ابا ظريف كدام روز چشم تو را ضايع ساختند ؟ عدى در جواب گفت : آن روز كه پدر تو از معركهء حرب گريخته ، به بدترين حالي أو را كشتند واشتر بر كون تو نيزه زد تا آن كه فرار نمودى ! پس اين ابيات را بديهه أنشأ نموده ، بر عبداللَّه زبير خواند :
هامش
( 1 ) . الكافي ، ج 8 ، ص 219 ، باب 8 ، ح 272 به نقل از رسول صلى الله عليه وآله وسلم . سپس معناى شريف نيز به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است . حضرت شريف را به پولدار ، وكَرَم را به تقوا معنا فرموده‌اند . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 16 ، ص 236 ، باب 9 ، ح 359 ، ضمن روايتي مفصل نقل شده است .