تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
الْخَبِيرُ الْخَالِقُ خَيْرُ النَّاصِرِينَ الدَّيَّانُ الشَّكُورُ الْعَظِيمُ اللَّطِيفُ الشَّافِي . تتميم : لفظ « احصا » در حديث مزبور شامل است مر صورت قرائت نمودن ونوشتن وهمراه داشتن آنها را ، مگر اين كه صورت قرائت ، ظاهرتر است وظاهر اين است كه مراد ضبط نمودن آنهاست ، هر چند به ترتيب مرقوم ، مضبوط نگردد ؛ ومؤيد آنچه مرسوم گرديد ، آن است كه اسماى مرقومه در نسخ متعددة كه به نظر حقير رسيده ، به ترتيبي كه ابن فهد مرحوم ضبط فرموده‌اند ، نيست واختلاف در ميان آنها واقع است . ونيز مؤيد بعضي از آنچه ذكر شد آن چيزى است كه نسبت داده شده است به زجاج كه : حديث مزبور به اين معنى راجع است كه هر كه خداى را به واحدانيت بشناسد وبه آن تصديق نمايد واسماى مزبوره را به قصد تعظيم واجلال أو بر زبان راند ، در بهشت داخل شود وقول أو كه بر زبان راند ، منافاة با آنچه مرقوم شد ندارد ؛ چه نظر أو در اين باب به سوى فرد اظهر از احصا بوده . وبالجملة : از براي هر يك از اسماى مزبوره خواصى وفوايدى مذكور است كه علماى اعداد به قاعده وتجربه معلوم نموده‌اند وذكر آنها با وضع اين مختصر مناسبتى ندارد وهر كه خواهد ، از رسائل مؤلّفه در اين باب طلب نمايد . طلب الهى ! منم بنده وتويى مولا ، ومنم ضعيف وتويى توانا ، منم بيچاره وتويى چاره ساز ، ومنم محتاج وتويى بىنياز ، منم مجرم وتويى غفار ، منم مذنب وتويى ستّار ، الهى ! اگر چه آلودهء گناهانم ، ولى آمرزش تو را خواهانم ، واگر چه غريق بحر ذنوبم ، ولى خواهان مغفرت علام الغيوبم ، الهى ! اگر من خارم ، از گلستان توام واگر خطاكارم ، از دوستان توام . اگر توام از در برانى ، كىام در خانهء خود راه دهد ؟ واگر توام از آن باب ، جواب گويى ، كىام در پيش خود پناه دهد ؟ إلهي ! إنَّما أشْكُو بَثّي وحُزْني إلَيْكَ ، وَأثِقُ بِكَ ، وَأتَوَكَّلُ عَلَيْك . الهى ! اين چه وحشت واضطراب است كه دمى قرار ندارم ؟ واين چه خستگى وماندگى است كه قوّت رفتارم نمانده ؟ اگر در ميان جمعم ، حواسم پريشان است واگر