تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميراث حديث شيعه — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
قائم وضارب واحمر وابيض ، پس ذات وصفت مقابل هم‌اند در معاني ومفهومات ، واسم وصفت ، مقابل هم‌اند در ألفاظ وعبارات ، ودربارهء واجب تعالى لفظي كه دلالت بر صفت تنها كند بىملاحظهء ذات ، صفت گويند ، چون : علم وقدرة واراده ومانند آن ، واين ألفاظ را در غير واجب تعالى صفت نگويند بلكه معاني آنها را صفت مقابل ذات گويند ، ولفظي كه دلالت كند بر ذات ، به اعتبار صفت - اعني لفظي را كه به اصطلاح سابق دربارهء ديگران صفت مقابل اسم مىگفتند - دربارهء واجب تعالى آن را اسم خوانند ، چون : عالم وقادر ومريد وشافى وحي وأمثال آن ، پس ألفاظ علم وقدرت واراده ومشيت وحيات ومانند آنها « صفت اللَّه » باشند وألفاظ عالم وقادر ومريد وشافى وحي وأمثال آنها « أسماء اللَّه » ، پس آنچه أسماء اللَّه باشد در واجب ، صفات باشد در غير واجب ، ليكن فرقى است ميان اسم در واجب ، وصفات در غير واجب ، وآن فرق آن است كه : ذات در مفهوم صفت غير واجب ، به طريق ابهام واهمال معتبر است ، نه بر سبيل تعيين وتفصيل ؛ مثلًا مفهوم قائم ، ذات قائم است ، كه مأخوذ باشد به صفت قيام ، وبه قرينهء خارجي مفهوم شود كه آن ذات مثلًا ذات زيد است ، ودر مفهوم اسم در واجب ، ذات معين معتبر است ؛ مثلًا معتبر در مفهوم « عالِم ، أكبر از أسماء اللَّه باشد » ذات معين است كه آن ، ذات واجب الوجود باشد مأخوذ با صفت علم ، وهمچنين قادر وحر وأمثال آن . ودور نيست كه وجود اين ، باعث مغايرت در تسميه شده باشد ودر ميان أسماء اللَّه ، اسمى است كه به جاى علم است در غير واجب ، وآن لفظ « اللَّه » است كه موضوع است براي ذات واجب الوجود مستجمع جميع صفات كمال ، وما گفتيم : اين اسم به جاى علم است ، ونگفتيم كه علَم است ، به سبب آن كه معتبر در مفهوم علمِ اسمى ، ذات معين است بىاعتبار صفتي از صفات ودر اسم « اللَّه » معتبر ذات معين است به اعتبار جميع صفات ، پس فرق اسم اللَّه وساير اعلام اعتبار صفت است وعدم اعتبار صفت ، وفرق ميان اسم اللَّه وساير أسماء اللَّه اعتبار جميع صفات است واعتبار بعضي از صفات ، پس في الحقيقة ساير أسماء اللَّه نيست مگر تفصيل اسم اللَّه ، پس اللَّه أعظم أسماء اللَّه باشد ، واز اين جا واز آنچه پيش ذكر شده ، معلوم شد سرّ آن كه فرمودند